وب تخصصي كشاورزي وگياهشناسي free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
افتخار ما خدمت رسانی به بیش از ٣۵٠٠ عضو فعال میباشد
اطلاعیه :
١. پذیرش ترجمه متون شما هر صفحه ١٧٠٠ تومان با ایمیل فروشگاه تماس بگیرید
٢.درخواست مقالات خودتونو در بخش نظرات اعلام کنید حتما تا۴٨ ساعت رسیدگی میشود
٣.امکان دانلود جزوه طرح آزمایشات (نسخه کامل) دکتر حسینی تا 15/2/ 89 از طریق سایت امکانپذیر نیست و فقط از طریق ایمیل قابل ارسال میباشد ( برخی جروات مسدود شدند
۴. متون ترجمه شده و گزارش کارهای شما را خریدارم حتما تماس بگیرید
فروش جزوات کارشناسی ارشد 88-٨٩

جزئیات در ادامه مطلب
فروش جزوات کارشناسی ارشد 88
بصورت کامل در تهران 13500 تومان کپی در 400 صفحه با پاسخ تشریحی به
مدت محدود از ٣/9/88 بمدت 10 روز
برای خرید تماس بگیرید forooshgah.coo.ir@gmail.com
شماره پیامک 30006863004040
برای مشاهده عکس ها بصورت بزرگ روی ان کلیک کنید
نظرات خودتونو ارسال فرمایید
پیامک سایت ٣٠٠٠۶٨۶٣٠٠۴٠۴٠
ایمیل مدیریت سایت
تلفن پیامگیر sms سایت
9356535508
هر پنجشنبه شب از ساعت10 شب تا11 بطور انلاین در حدمت شما هستم و پاسخگوی سوالات و در خواست های شما عزیزان
مقالات شما را خریداریم حتما تماس بگیرید
---------
عنوان فایل : دانلود جداول آماری مورد نیاز گروه کشاورزی و کلیه گروههای درسی دیگر بصورت یکجا و در یک فایل Analysis of variance
شامل : جدول دانکن - تی استیودنت ssr - در سطوح ١ و ۵ درصد - جدول مقادیر تی t برای آزمون مقایسه تیمار با شاهد - جداول آنوا anova (Analysis of variance
lsd dunken tukey Degrees of freedom sun of square t student - ssr - q - f - anova table - df - degeces of freedom
مرتبط با : طرح آزمایشات کشاورزی - آمار کشاورزی- اقتصاد کشاورزی - طرح آزمایشات تکمیلی
حجم فایل : 700کیلوبایت . دانلود در یک دقیقه . فرمت pdf (دانلود بدون نیازبه عضویت)
به همت : دکتر حسینی مزینانی ( استاد دانشگاه و عضو هیت علمی)
دانلود مقاله شماره ٩۴
امکان دانلود از٢٢/١١/٨٨
گیاه دارویی ترخون
Artimisia dracunculus
Tarragon
مقدمه و گیاهشناسی
ترخون یکی از گیاهان معطر نسبتا پر استفاده می باشد که به عنوان سبزی نیز تولید و مصرف می گردد. ترخون گیاهی است علفی و چند ساله از خانواده کاسنی که ارتفاع آن تا 1 متر نیز می رسد. برگ های باریک و بلند آن به رنگ سبز روشن و براق هستند. گل های زرد رنگ این گیاه بصورت گل آذین خوشه در انتهای ساقه اصلی نمایان می شوند. نام گونه این گیاه (دراکونکولوس) از کلمه دراگون به معنای اژدها گرفته شده است و علت این نامگذاری اثرات شفابخش این گیاه در درمان نیش خوردگی انسان از مارها و حیوانات سمی می باشد.
نیازهای اکولوژیکی و پراکنش
برخی از محققین منشا این گیاه را شمال و مرکز آسیا معرفی کرده اند ولی عده ای دیگر منشا آن را شمال و غرب آمریکا می دانند. در مناطق گرم و آفتابی دارای رشد و میزان مواد موثره مطلوبی است و همچنین قادر است سرمای زمستان را بخوبی تحمل نماید. اگرچه برخی از منابع علمی این گیاه را به عنوان یک گیاه بسیار رطوبت دوست معرفی نموده اند ولی مشاهدات بنده خلاف این موضوع را نشان داد. خاک هایی با بافت متوسط را می پسندد و در خاک های شور بسختی رشد می نماید.
![]()
کاشت، داشت و برداشت
ترخون تولید بذر نمی نماید البته گزارش شده است که واریته روسی آن قادر به تولید بذر است. تکثیر این گیاه از طریق تقسیم بوته در اوایل پاییز یا اوایل بهار بخوبی صورت می گیرد. برای این کار از پایه های مادری 2 تا 3 ساله استفاده می گردد. میزان بوته مورد نیاز برای کشت یک هکتار ترخون 35 تا 40 هزار عدد می باشد. وجین علف های هرز در حین رشد این گیاه اهمیت فراوانی دارد. زمان برداشت در ابتدای فصل گلدهی است البته تولید کنندگان این محصول معمولا هنگامی آن را برداشت می کنند که برگ های انتهایی بوته شروع به زرد شدن می نماید. در طول سال یک تا دو مرتبه می توان برداشت نمود البته در مناطقی که دارای هوای گرم می باشند تا سه بار برداشت صورت می گیرد. برداشت بصورت برش پیکره رویشی از ارتفاع 5 سانتی متری خاک می باشد. ترخون تا 5 سال دارای عملکرد مناسبی است و پس از آن باید گیاهان را از زمین خارج ساخت و با تقسیم بوته مساحت بیشتری را زیر کشت برد.
![]()
ترکیبات شیمیایی و فرآوری
خشک کردن این گیاه در محل سایه سبب حفظ رنگ و میزان مواد موثره آن می گردد. البته استفاده از خشک کن های صنعتی در مورد این گیاه رونق فراوانی دارد و بدین منظور از دمای 40 درجه سانتیگراد استفاده می شود. مهمترین ماده موثره این گیاه اسانسی به رنگ زرد کم رنگ است که میزان آن بین 1 تا 3 درصد گزارش شده است. مهمترین اجزای اسانس ترخون عبارتند از استراگول (40 تا 70 درصد)، آلفا پینن، بتا پینن، لیمونن، میرسن و ... .
![]()
![]()
خواص درمانی و کاربردها
ترخون یکی از گیاهان معطر پر استفاده در صنایع غذایی می باشد و این گیاه بطور گسترده در صنعت تولید مواد اولیه آشپزی و همچنین کنسروسازی کاربرد دارد. ترخون بدلیل افزایش ترشح اسید معده و خاصیت اشتها آوری از قدیم الایام به عنوان ادویه مخصوص گوشت مورد توجه بوده است و سبب کاهش فشارخون هم می شود. همچنین در منابع علمی از این گیاه به عنوان کاهش دهنده درد دندان و دارای خاصیت ضد کرم یاد شده است.
![]()
![]()
![]()
نوع مقاله : فارسی کامل
مرتبط با : رابطه اب و خاک - ابیاری- خاکشناسی - گزارش کار آبیاری
عنوان مقاله : لوله های زهکشی-تخلخل خاک-اندازه گیری وزن مخصوص ظاهری خاک
مرجع مقاله : دکتر کامران پروانک
سال انتشار: زمستان 88
نوع و حجم فایل : 13٠ کیلوبایت (دانلود در 3دقیقه با دایال اپ- فرمت ورد2007)
رطوبت خاک را با روشهای مختلفی میتوا ن اندازه گیری کرد. بطور کلی آنها را میتوان به دو دسته مستقیم و غیر مستقیم تقسیمبندی نمود:
1- روش اندازه گیری مستقیم : در این روش رطوبت خاک به روش وزنی و از طریق خشک کردن نمونه در دستگاه اتوو با درجه حرارت 105 درجه سانتیگراد تعیین میشود.
2- روشهای غیر مستقیم: در این روشها با استفاده از دستگاههای مختلف ، میزان رطوبت خاک تعیین میشود. مهمترین این روشها عبارتند از:
- نوترونمتر
- بلوک گچی
- تانسیومتر
- TDR
- تتاپروب
نوشتار پیشرو اختصاص به اندازهگیری عملی رطوبت خاک با استفاده از دستگاه TDR( Time Domain Reflectometry) دارد.
- اندازه گیری رطوبت خاک با دستگاه )TDRمدل دلتا تی):
یک دستگاه TDR از یک قسمت مرکزی گیرنده و یک سنسور میلهای تشکیل شده است . برای اندازه گیری رطوبت خاک میلههای سنسور در داخل پروفیل و ترجیحا به تفکیک افقها قرار میگیرد. سنسور معمولا از 4 یا 5 میله مسی یا فلزی مشابه و هم اندازه تشکیل شده است که بصورت دایره یا کنار یکدیگر قرار گرفته است.
اساس کار دستگاه TDR براین اصل استوار است که دستگاه گیرنده علایمی را به داخل سنسور میلهای ارسال کرده که از میلهای اصلی(که معمولا میله وسطی است) این علایم خارج شده و توسط میلههای کناری دریافت میشوند. هنگامی که سنسور در داخل خاک قرار دارد و بین میلهها را خاک فرا میگیرد بسته به میزان رطوبت خاک، زمان عبور موج الکترومغناطیس تغییر میکند و دستگاه برحسب واحدهای مختلف (بسته به تنظیم دستگاه بر روی کدام واحد) که معمولا میلی ولت، درصد رطوبت و یا مجموع هر دو است میزان رطوبت را مستقیما قرائت میکند.
نوع مقاله : فارسی کامل - مقاله کامل را دانلود کنید مرتبط با : رابطه اب و خاک - آبیاری - آزمایشگاه آبیاری یا خاک شناسی عنوان مقاله : اندازه گیری رطوبت خاک با دستگاهTDR مرجع مقاله : دکتر کامران پروانک سال انتشار: زمستان 88 نوع و حجم فایل : ١٠٠ کیلوبایت ( فرمت word 2007)
تاریخچه و اهمیت اقتصادی پنبه
سابقه کشت پنبه ( Cotton ) در مکزیک و آمریکای جنوبی به حدود 3500 سال پیش از میلاد مسیح میرسد. در حال حاضر قسمت اعظم ( 90 درصد ) سطح زیر کشت پنبه در جهان به پنبه آپلند تعلق دارد.
بذر ارقام این گونه توسط انگلیسیها و در جریان جنگ داخلی آمریکا در مستعمرات انگلیس توزیع شد و کشت آن ترویج گردید تا الیاف پرکیفیت مورد نیاز صنایع بافندگی انگلیس تأمین گردد. تولید پنبه به عنوان یک گیاه لیفی پس از اختراع دستگاه جین ( جدا کننده الیاف از وش ) توسط ویتینی در سال 1793 گسترش زیادی یافت. از جنگ جهانی دوم، تغییرات زیادی از نظر تولید و تجارت پنبه صورت گرفت و در بسیاری از کشورها از قبیل، کشورهای آمریکای لاتین که قبلاً در آنجا تولید این محصول به مقدار ناچیزی بوده، افزایش زیادی در تولید حاصل شده است و این کشورها از مهمترین تولیدکنندگان مواد فیبری بازار جهانی شدهاند. برخی از کشورهای دیگر از قبیل هندوستان، پاکستان و ترکیه نیز که قبلاً به مقدار مورد نیاز خود پنبه تولید میکردند، هم اکنون جزء صادرکنندگان مهم این محصول به حساب میآیند. در طول دهه 60 – 1950، میزان تولید پنبه در آمریکای لاتین و خاور نزدیک بسیار زیاد بوده و قسمت اعظم آن در مناطق خشک و نیمه خشک این کشورها تولید شده است. تقریباً نصف مقدار تولیدی، در اثر افزایش سطح زیر کشت و نصف دیگر در اثر افزایش عملکرد بوده است. در کشور شوروی سابق نیز سطح وسیعی از دریای خزر تا مرز چین زیر کشت پنبه برده شده و ازبکستان به تنهایی 67 درصد کل تولید پنبه در شوروی را به خود اختصاص داده است. این کشورها پس از آمریکا و چین مقام سوم را از این نظر دارد.
در چین نیز چنین وضعی صادق بوده است و این کشور هم اکنون مقام دوم را از نظر تولید پنبه دارد. البته تغییر اساسی که در این مورد صورت گرفته، این است که تمایزی که به طور سنتی برای کشورهای تولید کننده و کشورهای مصرف کننده وجود داشت کاملاً از بین رفته است. کشورهایی مانند هندوستان، پاکستان و مصر که قبلاً قسمت اعظم پنبه خود را صادر میکردند، هم اکنون دارای صنایع نساجی مربوط به خود هستند و از رقبای بازار صنایع نساجی محسوب میشوند.از طرف دیگر، کشورهایی که دارای صنایع پیشرفته نساجی هستند از جمله، ایتالیا و اسپانیا که قبلاً تمامی مواد خام مورد نیاز خود را وارد میکردند، هم اکنون این گیاه را به صورت فاریاب، بخصوص در مناطق مدیترانه کشت میکنند، واضح است که کشورهایی که خود هم تولید کننده و هم سازنده تولیدات نساجی هستند، بر کشورهایی که تنها تولید کننده و یا سازنده هستند ارجحیت دارند.
افزایش تولید پنبه در سطح جهانی مصادف با افزایش تولید فیبرهای مصنوعی بود. در بسیاری از موارد، مواد مصنوعی جایگزین پنبه شدهاند و تنها در طول دهه 1950 تا 1965 مصرف مواد فیبری در بازار جهانی از 7 به 21 درصد افزایش حاصل کرده در حالی که مصرف پنبه از 74 درصد در سال 1939 به 63 درصد در سال 1961 کاهش یافته است. پنبه دارای بعضی خصوصیات است که هیچ ماده مصنوعی نمیتواند با آن رقابت کند و این خصوصیات عبارتند از قابلیت شستشو، دوام، استحکام در حالتی که مرطوب و خشک است، قدرت انتقال بخار، ثبات شیمیایی، نرمی، انعطاف، خصوصیات دیگری نیز که در اثر کاربرد پژوهش حاصل گردیده و این خصوصیات در فیبرهای طبیعی وجود ندارد عبارتند از : مقاومت در برابر آتش سوزی و پوسیدگی و خسارت حشرات، هیچ نوع تولیدات نساجی دیگری مانند پنبه وجود ندارد که برای اقلیمهای گرم مناسب باشند.
تولید پنبه در ایران قدمت زیادی دارد. بر اساس گزارش فائو در سال 2000، سطح زیر کشت پنبه در ایران حدود 240000 هکتار با عملکرد حدود 08/2 تن در هکتار وش بوده است. از این مقدار حدود 30000هکتار آن به پنبه دیم تعلق دارد. استانهای گلستان، خراسان، فارس و اردبیل مهمترین تولیدکنندگان پنبه آبی و استانهای گلستان، مازندران و خراسان مهمترین تولیدکنندگان پنبه دیم در ایران بشمار میآیند.
خصوصیات گیاهی پنبه
پنبه گیاهی است طبیعتاً چند ساله از جنس گوسیپیوم و تیره پنیرک ( Malvaceae ) که به صورت گیاهی یکساله مورد زراعت قرار میگیرد. طبیعت رشد چند ساله آن موجب بقاء پتانسیل رشد رویشی در مریستم انتهایی ساقه شده است. تداوم رشد یا رشد مجدد مریستم انتهایی ساقه از نظر یکنواختی رسیدگی سهولت عملیات برداشت نامطلوب است. به عبارت دیگر پنبه پس از تولید محصول، بطور طبیعی نمیمیرد و میتواند تا پیدایش شرایط نامساعد یا کشنده به حیات خود ادامه دهد. در بسیاری از ارقام، بوته پنبه به صورت نیمه درختچهای کوچک به ارتفاع 60 تا 200 سانتیمتر و غالباً به فرم کروی رشد میکند. طول دوره رشد گیاه در شرایط زراعی، بسته به رقم و شرایط محیطی، از 130 روز تا 200 روز متغیر است.
پنبه دارای ریشه مستقیم طویلی است که در اوایل دوره رشد با سرعت به درون خاک عمقی نفوذ میکند. همراه با افزایش عمق توسعه ریشه، از قطر ریشه به سرعت کاسته شده و ریشه منشعب میگردد. رشد ریشههای جانبی پس از باز شدن لپهها آغار میشود. ساقه اصلی در پنبه همانند ساقه اصلی در سایر گیاهان بوده و دارای برگها و شاخههای جانبی میباشد. ساقه اصلی غالباً فاقد گل است. رشد اولیه ساقه پس از سبز شدن کند است. ساقه تا حدود یک ماه پس از سبز شدن شامل چهار تا پنج میانگره بدون انشعاب است. سرعت رشد طی چهار تا هشت هفته پس از سبز شدن زیاد میشود، بطوریکه حدود 9 تا 10 هفته بعد از کاشت، 9 تا 10 گره مشخص و 5 تا 6 ساقه گل دهنده رشد یافته روی ساقه اصلی قابل مشاهدهاند. بافت ساقه چوبی شده است، اما سخت نیست. رنگ پوست ساقه در جوانی مایل به سبز یا مایل به قرمز است، اما بزودی چوب پنبهای شده و به رنگ قهوهای مایل به زرد در میآید.
در هر گره ساقه اصلی و در زاویه داخلی هر برگ یک جوانه وجود دارد که میتوان به صورت شاخه رویشی یا شاخه زایشی رشد نماید. غالباً جوانههای رویشی واقع در روی گرههای پایینی گیاه ( غالباً گرههای سه تا پنج ساقه اصلی )
فعال شده و تولید شاخههای رویشی میکند و شاخههای زایشی روی گرههای بالاتر بوجود میآیند. فرم رشد شاخه رویشی همانند ساقه اصلی میباشد. فرم رشد شاخه زایشی به صورت زیگزاگ است. تفاوت بین شاخههای زایشی و رویشی در زاویه آنها نبست به ساقه اصلی میباشد. شاخههای رویشی به صورت کم و بیش عمودی رشد میکنند در حالی که شاخههای زایشی عموماً بطور افقی رشد مینمایند.
<!--[if !vml]--><!--[endif]--> <!--[if !vml]--><!--[endif]-->برگهای حقیقی پنبه به عرض 10 تا 15 سانتیمتر، نازک، با نگ سبز روشن تا تیره و با آرایش مارپیچی ( زاویه دو برگ متوالی 135 درجه ) روی ساقه اصلی و شاخههای رویشی قرار گرفتهاند. آرایش برگها در روی شاخههای زایشی به صورت متناوب ااست. هر برگ دارای یک دمبرگ طویل به طول پهنک است که در قاعده آن دو زائده جانبی باریک و نوک تیز به طول 7 تا 10 میلیمتر به نام گوشواره وجود دارد.
در روی برگ بعضی از ارقام کرکهای چند سلولی مشاهده میشوند. میزان توسعه این کرکها در بعضی از ارقام آنچنان زیاد است که اجازه تغذیه حشرات مکنده را نمیدهد و موجب مقاومت گیاه در مقابل حشرات مکنده میشود. از سوی دیگر کرکهای روی برگها ممکن است وارد محصول شده و موجب کثیفی الیاف گردند. در روی برگ و قسمتهای هوایی بوته، غدد ترشحی مشاهده میشوند که حفره یا کیسه داخلی آنها مملو از مایع قهوهای تیرهای حاوی روغنها، رزینها و گسیپول میباشد. گوسیپول، پلیفنولی سمی برای انسان و موجودات تک معدهای میباشد. ریشه فاقد غدد ترشح گوسیپول است. به نظر میرسد گوسیپول در کاهش حمله حشرات نقش داشته باشد. از سوی دیگر، غدد ترشح شهد در سمت زیرین برگ و روی رگبرگ اصلی مشاهده میشوند که در جلب حشرات نقش دارند.
گلها توسط دمگل به شاخه زایشی متصل میباشند.تعداد گل بوجود آمده در روی هر بوته ممکن است بیش از ظرفیت تولیدی محیط و گیاه بوده و در نتیجه درصدی از گلها ریزش مییابند. گلها ممکن است در اثر تنشهای محیطی، مانند کمبود مواد غذایی و رطوبت خاک، خسارت حشرات و یا فراوانی باران در زمان گلدهی نیز ریزش نمایند. هر گل توسط سه تا چهار براکته فراکاسبرگی بزرگ که در ناحیه قاعده بهم جوش خودهاند احاطه شده است. این براکتهها حفاظت جوانه گل را بعهده دارند. براکتههای فراکاسبرگی ممکن است بعد از مدتی ریزش یابند و یا تا زمان رسیدگی غوزه در اطراف آن باقی بمانند. ارقامی که در آنها براکتههای فراکاسبرگی ریزش مییابند مطلوبترند، زیرا محصول تمیزتری توسط دستگاه پنبه چین برداشت میشود.
در هر گل پنبه، 100 تا 150 پرچم وجود دارد که در ناحیه قاعده به هم جوش خورده و لوله ضخیمی را در اطراف خامه بوجود میآورند. بساکها توسط پایه کوتاهی در امتداد طول ستون پرچمها و یا فقط در رأس آن قرار دارند. دانههای گرده در مدت کوتاهی پس از باز شدن گل، آزاد شده و بلافاصله میتوانند جوانه بزنند. تخمدان زبرین از سه تا پنج برچه به هم جوش خورده تشکیل گردیده است. در هر برچه 8 تا 12 تخمک وجود دارد. کلاله از پنج شاخه تشکیل شده و در انتهای خامه قرار دارد. باز شدن گل هنگام صبح اتفاق میافتد. لاله در مدت کوتاهی بعد از باز شدن گل آماده پذیرش دانه گرده است. دانه گرده تا حدود 12 ساعت بعد جدا شدن از بساک قدرت حیاتی دارد. لقاح طی 30 دقیقه بعد از شروع جوانهزنی دانه گرده روی کلاله اتفاق میافتد.
پنبه گیاهی گرمادوست است و رشد و نمو آن بستگی زیادی به دما دارد. در منابع علمی مختلف، دمای پایه برای رشد یا صفر فیزیولوژیکی پنبه را 13 تا 5/15 درجه سانتیگراد ذکر کردهاند. پنبه از گیاهان مقاوم به شوری محسوب میشود. شوری خاک معادل 15 دسیزیمنس بر متر موجب 50 درصد کاهش سبز شدن بذر پنبه میگردد. گونههای وحشی پنبه روز کوتاه میباشند بنابراین پنبه طبیعتاً گیاهی روز کوتاه میباشد. اما تقریباً تمام ارقام زراعی پنبه نسبت به طول روز بیتفاوت میباشند. پنبه به آفتاب فراوان نیاز دارد. کمبود نور موجب افزایش نسبت رشد رویشی به زایشی، ریزش گلها و نقصان تولید غوزه میگردد.
مقدمه
کلزا یک محصول روغنی در شمال ایالت داکوتا آمریکا می باشد که حدود ۸۸ درصد کلزای این کشور در این ایالت مورد کشت قرار می گیرد . کلزا یک گیاه روغنی خوراکی است که در سال۱۹۷۰ توسعه یافته و شامل ۴۰ درصد روغن می باشد .
واژه کلزا نامی است که به وسیله کروشرز (انجمن دانه های روغنی غرب کانادا) انتخاب شده است . واریته های کلزا اغلب شامل کمتر از ۲ درصد اسید اورسیک و همچنین ۳۰ میکرو مولکول گلوکز در هر گرم بذر می باشد کشاورزان کانادا و آمریکا واریته هایی که اسید اورسیک و گلوکز کم دارند را مورد کشت قرار می دهند این نوع کلزا اغلب در اروپا و قسمتی از کانادا و آمریکا کاشته می شود .
در ژانویه ۱۹۸۵ سازمان غذا و داروی آمریکا روغن کلزا را برای کاربرد و مصرف در غذای انسان تایید نمود . و در این راستا تقاضا در بازار افزایش یافته و به تناسب آن باعث افزایش عرضه در ایالت متحده شد که فقط قسمتی از تقاضا توسط تولیدکنندگان تأمین میگردد. روغن کلزا در ژاپن، کانادا و اروپا تحت نظر کمیته جهانی مورد مصرف قرار می گیرد.
سازگاری
کلزا گونه براسیکا ناپوس ال به صورت یکساله بهاره و پاییزه مورد کشت قرار می گیرد که نوع بهاره آن به شرایط شمال داکوتا سازگاری بهتری دارد و نوع زمستانه آن به این منطقه و شمال غربی مینویت سازگاری ندارد.
کلزا در اغلب خاکها قابل رویش می باشد ولی بهترین نوع خاک برای کلزا خاک رسی لومی است به شرط آنکه سله نبندد. خاک مورد کشت کلزا بایستی دارای زهکش سطحی کامل و داخلی نسبتاً خوب باشد بطوریکه در خاکهای که دارای آب ایستای بود و زهکشی آن نامناسب است کلزا در آن خاک قابل رویش نخواهد بود. اگر رطوبت خاک به حد کافی از محصول سال قبل برای کشت کلزا باقی نمانده باشد بایستی بعنوان یک محصول زراعی بعد از آیش در نظر گرفت.
تناوب زراعی
بهترین تناوب زراعی کلزا کاشت آن بعد از غلات دانه ای و یا آیش می باشد. در تناوب زراعی ۳ ساله کاشت کلزا میان دو محصول در نظر گرفته می شود. اولین محصول در این نوع تناوب بایستی به محصول اختصاص داده شود که دارای مقاومت کامل یا نسبتاً خوب به بیماری ساق سیاه باشد. کلزا به پوسیدگی ساقه حاصل از اسکلروتینیا بسیار حساس می باشد .
محصولاتی نظیر آفتابگردان ، لوبیا خشک خوراکی (چشم بلبلی ) که حساس به بیماری اسکلروتینیا می باشد خطر آلودگی به این بیماری را در کلزا افزایش می دهد ، به شرط آنکه قبل از این محصول مورد کشت قرار گیرد . اگر در تناوب زراعی از چغندر استفاده می شود بایستی حداقل ۲ سال بین این دو محصول (کلزا و چغندر قند ) فاصله انداخته شود و اگر در تناوب زراعی سه ساله از محصولات حساس به اسکلروتینیا به ضرورت استفاده می شود بایستی از سموم قارچ کش استفاده نمود .
محصولاتی نظیر سویا ، کتان ، نخود و عدس که دارای مقاومت نسبتاً خوبی به بیماری اسکلروتینیا می باشند بصورت موفق در تناوب زراعی با کلزا مورد زراعت واقع می شود . در سالهایی که شرایط محیطی مناسب انتقال اسپور ها توسط هوا می باشد . کاشت کلزا بدون استفاده از سموم قارچ کش و توجه به فاصله تناوب زراعی خسارت اقتصادی قابل توجهی توسط قارچ اسکلروتینیا به کلزا وارد خواهد شد .
کلزا گیاهی است که به ریزش دانه حساس است بنابراین در فصل زراعی بعد بصورت پیشروی، ظاهر خواهد شد .بنابراین غلات دانه ای بهترین گیاه برای تناوب زراعی خواهد بود که بعد از کلزا مورد کشت قرار گیرد زیرا می توان از سموم علف کش پهن برگ برای کنترل آن استفاده نمود .
از کاشت مخلوط کلزا و خردل زراعی در یک زمین زراعی جداً خودداری کنید زیرا کشت مخلوط دو محصول ارزش بازاری هر دوی آنها را کاهش می دهد. بعلاوه کلزا در زمینی که مورد هجوم خردل وحشی قرار گرفته قادر به رقابت نیست . در این گونه از مزارع به شرطی می توان از کلزا استفاده نمود که قبلاً زمین توسط دام چرانده شود و خالی از علف هرز گردد یا اینکه از رقم مقاوم کلزا به این علف هرز استفاده نمایند .
بقایای تمام سموم علف کش به غیر از سولفونیلورا ، ایمیدازولینون و تریازین که در محصولات سال قبل بر جای مانده است همراه با خود علف هرز به جوانه های کلزا آسیب می رساند . همیشه به بر چسب های موجود در روی علف کش ها رجوع کنید که در روی آن نحوه کاربرد سموم بر اساس تناوب زراعی نوشته شده است .
واریته ها
دو نوع واریته کلزا وجود داردکه در آمریکا کاشته می شود : یکی واریته آرژانتینی که گونه براسیکا ناپوس می باشد و دیگر واریته لهستانی به نام براسیکا راپا .
واریته آرژانتینی نسبت به واریته لهستانی دارای پتانسیل عملکرد و ارتفاع و در صد روغن بالایی می باشد . واریته آرژانتینی برای رسیدن کامل ، حدود ۹۵ روز و واریته لهستانی ۸۰ روز لازم دارد .
تهیه بذر و کاشت
کلزا یک گیاه بسیار حساس به سله خاک می باشد ، بستر خاک برای بذر کلزا بایستی محکم ولی نرم باشد . رطوبت بذر و خاک برای جوانه زنی بسیار حیاتی است . بنابراین کاشت کلزا در خاکهای خشک توصیه نمی شود و جوانه های کلزا در خاکهای فشرده و سله بسته به آسانی خسارت می بیند پس بایستی بستر خاک را نرم تهیه کرد ولی طوری نباشدکه به آسانی توسط باد فرسایش یابد به همین خاطر چنگ زنی گیاهک کلزا برای مبارزه با علف هرز توصیه نمی گردد .
دانه کلزا را می توان با انواع بذرکار کاشت عمق مناسب برای بذر کلزا حدود ۵/۱ تا ۵/۲ سانتی متر می باشد . بیشتر از ۵/۲ سانتی متر باعث تلف شدن جوانه ها می شود . کاشت کلزا در فاصله ردیفی ۱۸-۱۵ سانتی متر با بذر کار کلزا بصورت یکنواخت در عمق خاک انجام می گیرد.
تاریخ کاشت و بذر افشانی
کلزا در اواسط فروردین ماه یا اوایل اردیبهشت جهت حصول بیشترین عملکرد کاشته می شود. اگر تاریخ کشت را تا آخر اردیبهشت به تعویق بیاندازیم عملکرد محصول کاهش می یابد و اگر در آخر خرداد صورت گیرد کاهش چشمگیری در عملکرد خواهیم داشت زیرا کلزا یک گیاه بسیار حساس به استرسهای گرما و خشکی در زمان گلدهی میباشد .
کاشت زودتر از اردیبهشت ماه خطر روبرویی با استرس گرما و خشکی را کاهش می دهد .جوانه کلزا مقاوم به سرماست و می تواند سرمای ۴- درجه سانتی گراد را تحمل کند .
خواب بذر
خواب بذر در کلزا را می توان با بذر افشانی کلزا در سرما و تقریباً در موقعی که خاک یخ زده شکست که بعد از قرار گرفتن در خاک و با مساعد شدن هوا جوانه بزند . موضوع این است که بذر بعد از کاشت تا اوایل بهار بصورت خواب باقی می ماند و وقتی در بهار شرایط هوا مطلوب گردید کلزا جوانه زده و سر از خاک بیرون می آورد . تعیین زمان کاشت در موقعی مشکل است که کشاورزان نمی توانند با تقویم ویژه تاریخ کاشت عمل کشت را انجام دهند زیرا کشاورزان به هوا نیاز دارند که در این مواقع بایستی خاک سرد شود ولی یخ نزند (صفر درجه سانتی گراد در عمق ۵ سانتی متری خاک) اگر دمای خاک به ۳ درجه سانتی گراد یا بیشتر از آن برسد بذر جوانه زده و به محض اینکه خاک یخ بزند جوانه ها خواهند مرد. در گذشته کشاورزان دریافته اند که به خواب بردن بذر کلزا وقتی که دمای خاک به نقطه انجماد نزدیک می شود بسیار مشکل است مگر اینکه اولین برف ببارد .
میزان بذر
میزان بذر حدود ۶-۱۰ کیلو برای رقم آرژانتینی و حدود ۶-۱۰ کیلو برای واریته لهستانی در نظر گرفته می شود .
فرمول عمومی برای بذر افشانی کلزا حدود ۶ کیلو در هر هکتار می باشد . تفاوت عمده ای در مقدار بذر در واریته های مختلف کلزا وجود دارد این نقطه بسیار مهم است که پر پشت و تنک بودن بوته را در سطح مزرعه ملاک میزان بذر قرار ندهیم . پس بسیار ضروری است که تعداد بذر در هر هکتار زمین زراعی برای هر واریته خاص که تعداد بوته گیاهان را تشکیل می دهد قبلاً مشخص باشد و بر اساس آن مقدار بذر تعیین گردد .
یک قانون کلی نشان می دهد در یک کیلو بذر کلزا هیبرید واریته آرژانتینی حدود ۱۵۰ هزار تا ۱۷۰ هزار بذر وجود دارد . برای واریته آرژانتینی با گرده افشانی آزاد حدود ۲۷۰- ۳۲۰ هزار بذر وجود دارد و این مقدار در واریته لهستانی حدود ۴۰۰ هزار بذر در هر کیلو گرم می باشد. .
تعداد بوته مناسب برای گیاه کلزا حدود ۱۵۰ بوته در هر مترمربع و ۱میلیون و ۵۰۰ هزار بوته در یک هکتار می باشد حداقل می توان ۴۵ بوته در هر مترمربع در نظر گرفت . بنابراین با توجه به اینکه کلزا مقاوم به علف کش می باشد، براین اساس می توان تعداد ۲۲ بوته در هر متر مربع در نظر گرفت تا همه آنها از فضای یکسانی استفاده کنند.
کوددهی
عکس العمل کلزا به کودها شبیه محصولات غلات دانه ریز بوده و بستگی به حاصلخیزی خاک دارد. ازت و گوگرد کلید موفقیت برای رسیدن به عملکرد بالا می باشد .
مواد نیتروژن دار و پتاسی نمی توانند بصورت مستقیم با بذر تماس پیدا کنند و بایستی بصورت نواری حداقل به فاصله ۵ سانتیمتر دورتر از بذر ریخته شود آزمایش خاک برای تعیین صحیح مقدار مواد غذایی مورد نیاز گیاه باید انجام شود . کلزا یک مصرف کننده زیاد گوگرد می باشد.
۲۲۵۰ کیلو گرم حاصل از هر هکتار کلزا دارای ۵/۱۳کیلو گرم گوگرد در ساقه و برگ و حدود ۱۷ کیلو گرم گوگرد در بذر می باشد در صورتیکه همین مقدار در گندم فقط دارای ۵/۶ کیلو گرم کوگرد در بذر و ۸ کیلو گرم در ساقه و برگ دارد در نتیجه مقدار گوگرد در خاک در تولید کلزا نقش بسزای دارد حتی کمبود گوگرد در خاک عدم وجود کلزا در مزرعه را رقم می زند .
یک نمونه آزمایش برای تعیین مقدار گوگرد در خاک نمی تواند نمایانگر درصد گوگرد در خاک باشد پس بایستی در مقطع مختلف زمانی و از قسمتهای مختلف مزرعه نمونه برداری شود.
بر اساس آزمایش خاک، خاکهای که دارای گوگرد متوسط یا کم دارند حدود ۲۵ تا ۳۵ کیلو گرم و برای خاکهای با گوگرد زیاد ۱۵ تا ۲۰ کیلوگرم گوگرد در هر هکتار لازم است . کلزا گوگرد را به شکل سولفات جذب می کند. کود گوگرد ممکن است به شکل سولفات آمونیوم یا ترکیب سولفات آمونیوم و با عنصر گوگرد قابل تجزیه باشد .
برای کلزا کود مرکب توصیه می شود زیرا در خاکهای شنی در اثر بارش زیاد باران سولفات شسته می شود . در صورتیکه عنصر گوگرد ممکن است در طی فصل مرطوب تجزیه شود و در سال بعد بر اساس نیاز مورد استفاده قرار گیرد .بهتر است گوگرد کافی را قبل یا در حین کاشت تهیه کرد. اگر در فصل زراعی قبل از ظهور گلها کمبود گوگرد محرز گردد با بکار بردن کود تیوسولفات آمونیوم یا سولفات آمونیوم می توان به عملکرد قابل قبول دست یافت یک کود دهی به موقع بهترین عملکرد را دربر خواهد اشت .
مقدار کمی از گوگرد بوسیله برگ جذب می گردد . برای جذب کود در این زمان به باران سنگین نیاز داریم که سولفات قابل حل را به ریشه ها برساند.
کنترل علف هرز
جوانه کلزا به رقابت زود هنگام علف هرز بسیار حساس است . برنامه موثر مبارزه با علف هرز می تواند شامل مبارزه زراعی - مکانیکی و شیمیایی باشد .
اصولاًکلزا یک رقیب خوبی بااکثر علف هرز می باشد .خردل وحشی یک بذر آلوده کننده جدی برای کلزا است که می تواند باعث کاهش کمیت و حتی عدم قبولی آن در بازار گردد . باید توجه ویژه ای به کنترل علف هرز در پیش از کاشت داشت یا در زمین هایی که آلوده به علف هرز می باشد از کاشتن کلزا در آن اجتناب نمود .
علاوه بر عملیات زراعی برای مبارزه با علف هرز ، برای رسیدن به تراکم مناسب در کلزا اصلاح قدرت جوانه زنی باعث می شود به خوبی با علف هرز رقابت کند .
با توجه به تاریخ بذرافشانی ،میزان و عمق کاشت می توان علف هرز چند ساله را در سال قبل برای کاشت کلزا کنترل نمود به علت اینکه بذر کلزا در عمق کمی از خاک کاشته می شود کج بیل و دندان فنری دوار برای مبارزه با علف هرز توصیه نمی شود . این ابزار می تواند به جوانه های کلزا صدمه زده تعداد بوته در هکتار را کاهش دهد.
تری فلورالین و سونالان دو تا علف کش قبل از کاشت مخلوط با خاک هستند و برای مبارزه با علف هرز ارائه شده اند . سموم این علف کش ها در خاک های شنی بافت درشت به میزان کمتر و در خاک های با مواد الی به میزان کم هستند .
تری فلورالین و سونالان بایستی همیشه بصورت قبل از کاشت در خاک های خالی از کشت بکار می رود . هر دوی این سموم نازک برگان یک ساله و بعضی از پهن برگان شامل خرفه یا قازایاغی کوشیا براحتی کنترل می کند ولی خردل وحشی قابل کنترل نیست .
Sethoxydim – quizalofop – clethodim علف کشهای بعد از کاشت در علوفه های نازک برگ بسیار ضروری در کلزا می باشند.
کاربرد مخلوط برای گوزالوفوب و کلتودیم با یک علف کش پهن برگ بصورت زیاد توصیه نمی شود چون ممکن است باعث کاهش کنترل علف هرز نازک برگها شود. قبل از پر کردن مخزن سم به طور کامل بقایای سموم علف کش که برای کلزا مضرر می باشد، بشویید و پاک کنید. بقایای علف کش سلفونیولریا بعلاوه علف کش فنوکسی به مقدار ناچیز می تواند خیلی مضرر به کلزا باشد. کلزا خیلی به راندگی از طریق علف کش پهن برگها از قبیل ۲۴D و MCP - دیکامبا – گلیفسفات و علف کش سولفونیلوریا حساس می باشد. بایستی بسیار احتیاط کرد که راندگی در اثر مصرف این علف کش در زمین کلزا صورت نگیرد .
بیماری گیاه
بیماری گیاهی می تواند مشکل جدی در تولید کلزا باشد. تناوب زراعی بایستی بدقت طراحی شود تا میزان بیماری را در حداقل نگه داشت .
دو تا بیماری عمده در کلزا اسکلروتینیا و ساق سیاه می باشد. بیمارهای کم گزارش شده در کلزا عبارتند از زنگ سفید – لکه سیاه – سفیدک دروغین و زردی مینا. دو نوع بیماری ساق سیاه در کلزا وجود دارد : گونه ضعف (غیر بیماری زا ) و گونه سمی (بیماری زا) که گونه بیماری زای آن ایجاد پوسیدگی عمیق در ساقه گیاه در نزدیکی خاک باعث می گردد. این پوسیدگی قدرت رویش گیاه را کاهش داده و ممکن است باعث حفره در گیاه شود . گونه بیماری زای آن در سال ۱۹۹۱ برای اولین بار در ایالت داکوتا در فصل زراعی در ۲۳ مزرعه کلزا یافت شد . ساق سیاه قارچی است که اسپورها ی آن بوسیله باران و وزش باد یا بذر آلوده انتقال می یابد . واریته هایی از کلزا وجود دارند که به این نوع ساق سیاه مقاوم می باشند.
عموماً گونه آرژانتینی مقاومت بیشتری به این بیماری از خود نشان می دهد .واریته لهستانی بیشتر به این بیماری حساس می باشند .
در نواحی که ساق سیاه کلزا در آنجا گزارش شده است استفاده از ارقام مقاوم به این بیماری و تناوب زراعی در کنترل این بیماری ضروری می باشد . ساق سیاه در خردل مشکل چندانی ایجاد نمی کند زیرا بسیار مقاوم به این بیماری می باشد .
پوسیدگی ساقه اسکلروتینیا ( کپک سفید ) یک بیماری با قدرت کشندگی زیاد در آب و هوای مرطوب می باشد که این قارچ می تواند به شکل جسم سخت سیاه رنگ قارچی بنام اسکلرویتنا حدود ۵-۶ سال در خاک زنده بماند که هر گاه آب و هوا به مدت ۲-۱ هفته بصورت مرطوب باقی بماند با جذب رطوبت خاک اسکلروتینیا جوانه زده و تولید اجسام نازک شبیه قارچ ، بنام آپوتیشا می کند .
آپوتیشا حدود ۹- ۵/۴ سانتی متر طول دارد که میلیون ها اسپور هوایی را تولید می کند .
کلزا اصولاًدر مرحله گلدهی و یک مقدار بعد از گلدهی حساسترین موقع به این بیماری می باشد .اسپورها گلبرگهای کلزا پژمرده شده در آب و هوای مرطوب را آلوده می کنند . آلودگی ایجاد شده در گلبرگهای مرده کلزا به بافت های مجاور منتقل می شود و درنتیجه به شاخه های و گیاه مرده هجوم برده و باعث ایجاد حفره یا مسکن برای خود می نماید .
ساقه های پوسیده شده ، شکل سفیدی به خود می گیرند . آلودگی اسکلروتینیا در کلزا موقعی جدی خواهد بود که آب و هوای مرطوب و خنک دو هفته بعد از خرداد شروع شود و تا اوایل همین ماه که شکوفه دهی صورت می گیرد ادامه یابد .
برای مزارعی که مورد هجوم به اسکلروتینیا شده باشد حداقل به یک تناوب سه ساله زراعی بدون کاشت کلزا توصیه می گردد . در طول مدت این تناوب زراعی ضروری است که از کاشتن محصولات بسیار حساس به این بیماری از جمله آفتابگردان و لوبیای خشک ، اجتناب کرد .
قارچ کش های کوادریس ، رونیلان و تاپسین ام برای از بین بردن و مبارزه با اسکلروتینیا در کلزا به ثبت رسیده است .
تاثیر باز دارندگی در بیماری اسکلروتینیا به موقع قارچ کش نیاز دارد ،کوادریس در مرحله گلدهی ۱۵-۱۰ درصد یا ۳ تا ۷ روز بعد از آغاز گلدهی بایستی بکار برده شود که در این مرحله۱۸-۱۰ گل در ساقه اصلی رقم آرژانتینی وجود دارد . کوادریس ، وقتی اولین گلبرگ کلزا خشک شد و به زمین افتد بایستی بکار برده شود . تاخیر در کاربرد این سم ، از اثرات آن می کاهد .
رونیلان و تاپسین ام بایستی در مرحله گلدهی ۵۰ – ۲۰ درصد یا ۴ تا ۱۰ روز ، بعد از ظهور گل در کلزا صورت می گیرد که در آن موقع ۱۶- ۱۴ گل در ساقه اصلی وجود دارد .
مرحله گلدهی ۵۰ درصد آن موقعی است که کلزا بیشترین توسعه رنگ را در سطح مزرعه دارد. در آن مرحله کمتر از یک سوم نیام ها در ساقه اصلی قرار خواهند داشت و در ضمن محصول بیشتر از ۵ درصد شکوفه بزند اغلب قارچ کش ها تاثیر کمی در کنترل اسکلروتینیا کلزا دارند. کوادریس باید در غلظت ۷۰۰ سی سی تا ۱ لیتر در هر هکتار بکار برده شود که کاربرد مقدار ۷۰۰ سی سی بوسیله ثبت کنندگان سم تایید شده است . این سم اگر قبل از شروع ریزش گلبرگ ها بکار برده شود ،برای کنترل بیماری کافی بنظر می رسد .
مقدار مصرف رونیلان ۷۵۰ تا ۱۱۵۰ گرم و تاپسین نیز با همین مقدار در هر هکتاربکار می رود . اطلاعات جامع نشان می دهد که کاربرد مقدار ۳۵۰ گرم رونیلان و ۴۵۰ گرم تاپسین وقتی بموقع بکار برده شود اثر عالی برای کنترل اسکلرینا در تحت فشار شدید بیماری دارد .
موقعی باید تصمیم به سم پاشی کرد که:
۱) پتانسیل عملکرد بالای نرمال (حدود ۲۵۰۰ کیلو) در هکتار باشد یا قیمت کلزا در حداقل آن باشد .
۲) اگر هوا در موقع گلدهی مرطوب گردد (حداقل ۲۵ تا ۵۰ میلیمتر در عرض دو هفته قبل از گلدهی )
۳) اگر بارندگی بیشتر و رطوبت بالا باشد .
۴) اسکلروتینیا مشکل چندین سال اخیر در مزرعه که بصورت متناوب مورد کشت کلزا قرار گرفته باشد یا اگر مزارع نزدیک به آن ،اگر کلزا در تناوب زراعی سه ساله یا کمتر باشد انتظار می رود که یک قارچ کش حتماً مورد استفاده قرار گیرد .
حشرات
خسارت جدی به گیاه کلزا موقعی اتفاق می افتد که جمعیت سوسک های ککی به حداکثر خود برسد این سوسک ها از گیاهک تازه جوانه زده کلزا تغذیه می کند این زمان مصادف با اردیبهشت تا خرداد است .
سوسک های بالغ از لپه های کلزا و اولین برگ حقیقی کلزا تغذیه می کنند و باعث ظهور سوراخ بزرگی در گیاه می شود و گیاهک که شدیداً صدمه دیده ممکن است بمیرد و گیاهانی که کمتر خسارت دیده اند از کاهش قدرت رشد رنج خواهند برد . هوای آفتابی و داغ باعث فعالیت حشرات برای تغذیه می شود در صورتیکه هوای خنک ومرطوب تغذیه حشرات را کاهش داده و مساعد برای رویش محصول کشاورزی است هوای خشک و گرم باعث پژمردگی و مرگ گیاهی شده و در نتیجه قسمتی از محصول کشاورزی را از دست خواهیم داد .
در بعضی موارد توسعه بیماری در یک مزرعه از حرکت حشرات از یک گیاه به گیاه دیگر اتفاق می افتد که در این مورد ممکن است کل مزرعه سریعاًمورد هجوم قرار گیرد .
خسارت جدی معمولاً وقتی گیاه از مرحله گیاهچه (جوانه زنی ) گذشته، اتفاق نمی افتد زمانی که گیاه کلزا با قدرت رشد نماید، سوسک فقط می تواند باعث ریزش برگ ها شود . تاثیر عمده زمانی اتفاق می افتد که لاروهای این سوسک از ریشه گیاه تغذیه می کند .
گاهگاهی در مرداد ماه تعداد زیادی از سوسک های بالغ تازه پوست اندازی شده بطرف گیاه کلزای نیمه رس حرکت کرده و اپیدرم ساقه ، برگ ها و نیام ها را می جوند که ممکن است باعث خرد شدن نیام و دانه های ریز شوند . در اکثر سال ها محصول کشاورزی به حد کافی از رشد می رسند تا از خسارت جدی بگریزند .
تناوب زراعی می تواند تلفات ناشی از سوسک ککی در گیاهان را کاهش دهد . یک بستر خوب یا مواد غذایی کافی برای گیاه کمک خواهد کرد که از خسارت سوسک در مرحله جوانه زنی که حساس به آن حشره است در بهار بگریزد .
وجود چند تائی از سوسک ککی یا چند سوراخ ایجادشده توسط آن در یک گیاهچه نگران کننده نیست بنابراین اگر سوسک ها زیاد باشند و حدود ۲۵ درصد از برگ ها را سوراخ نموده به زمین بیافتند در کلزا این خسارت اقتصادی است و بایستی سریعاً کنترل گردد . کلید کنترل سوسک ککی نظارت مکرر در مرحله حساس جوانه زنی می باشد .
گاچو – گاچو پلاتینوم – هلیکس اکسترا سموم ضد عفونی کننده بذور ثبت شده در کلزا می باشد. در عملیات آفت کشی از سمومی استفاده کنید که به زنبور عسل آسیب نرساند.
عملیات برای کاهش بذرهای سبز
یک مشکل بزرگ در کلزا ماندن بذربه حالت سبز در کلزا است که هوای خنک ، ابری و مرطوب در زمان رشد گیاه باعث سبز ماندن بذور در تمام واریته های کلزا می شود ، که مشکل بزرگی در تولید کلزا محسوب می شود. در بعضی حالت این مشکل وقتی که کمبود گوگرد اتفاق می افتد،به بدترین شکل نمایان می گردد .
دمای در موقع رسیدگی یک عامل مهمی در تجزیه کلروفیل می باشد . دمای خنک و یک دوره کوتاهی از سرما در مرداد و شهریور فعالیت آنزیم را کاهش داده و باعث تجزیه کلروفیل می شود .
سرما صفر تا ۱درجه سانتی گراد این سیستم را مختل می کند بویژه آن می تواند بر عکس باعث سنتز دوباره شود و این در مرحله توسعه بذر بسیار حساس می باشد و باعث تفاوت میان مزارع مجاور هم که فقط چند روز از نظر بلوغ باهم فاصله دارند یا در یکنواختی رسیدگی باهم متفاوت شوند .
حتی برداشت کلزا ۶-۴ روز قبل از یک سرما باعث باقی ماندن میزان نسبتاً زیادی از کلروفیل در بذر می گردد که باعث تأخیر جوانه زنی ۲ یا بیشتر از دو روز در مراحل رویش نتیجه عدم بلوغ بذر در مرحله چیدن و بذر سبز در مرحله برداشت می باشد. وجود بذر نازک و لاغر در کلزا باعث ایجاد شاخه های فرعی بیشتر در کلزا و تغییراتی در رسیدگی بذر می گردد که علت اصلی آن عدم رسیدگی بذر در هنگام چیدن است و نیز باعث سبز ماندن بذر شود . تولید کنندگان کلزا می تواننداز توصیه های مدیریت برای کاهش مشکلات بذور سبز در آینده بکار ببرند .در زیر به مواردی اشاره می گردد.
▪ مزرعه ای را برای کشت کلزا انتخاب کنید که خوب زهکشی شده و حاصلخیز باشد . - تا آنجا که می توانید در فصل بهار زود بذر خود را بکارید تا حداکثر زمان برای رسیدن بذور کلزا داشته باشد .
▪ بستر بذر محکم و مناسب برای تحصیل عمق صحیح کاشت و تماس خوب بذر با خاک برای تسریع در جوانه زنی .
▪ برداشت کلزا را در مرحله رنگی مورد توصیه برای شرایط هوای مختلف انجام دهید .
▪ سطوح حاصلخیزی کافی و مناسب برای رشد کلزا و رسیدن آن حفظ کنید ، کلزا در اثر تنش حاصل از کمبود مواد غذائی بطور یکسان نخواهد رسید .
▪ نمونه های خاک را برای تعیین مقدار نیتروژن ، پتاسیم ، فسفر و میکرو مغذیها در خاک مزرعه انجام گیرد .
▪ نمونه برداری زود هنگام از بافت گیاه در مرحله روزنه و آزمایش آن برای کاربرد صحیح از میکرومغذی در زمان های معین .
▪ مزارع با حاصلخیزی بالا می توان انتظار داشت که دیرتر به مرحله رسیدگی در سال برسد زیرا با درجه حرارت روزانه پایین تر از معمول در زمان رشد مواجه خواهد شد .
برداشت و کوبیدن
کلزا موقعی می رسد که گیاه به رنگ گاه در آید و بذر آن قهوه ای پر رنگ باشد به خاطر اینکه خرد شدن دانه یک مشکل بالقوه می باشد و توصیه می شود برداشت ، موقعی صورت گیرد که ۳۰ – ۲۰ درصد بذر کلزا از سبز به قهوه ای تغییررنگ داده باشد برای این کار تولید کننده بایستی از جاهای مختلف مزرعه برای تعیین متوسط رسیدگی نیام کلزا را جمع آوری کنند. وقتی محصول آماده برداشت است که دانه سخت و موقعی در بین دو انگشت به همدیگر فشار می دهیم ، نشکند . رطوبت در این مرحله حدود ۳۵ درصد می باشد .
در موقع برداشت سرعت چرخ ها بایستی از یک سوم تا دو سوم حالت طبیعی کاهش یابد . کلزا اگر خوب نرسد به آسانی قابل شکستن است در حالت برداشت FLUFFY دانه های کلزا براحتی توسط باد پراکنده می شود و برداشت کلزا بایستی از پایین ترین قسمت غلافها انجام گردد . این باعث خواهد شد که دستجات علف خشک کلزا به طرف پایین خم شده و از تلفات باد جلوگیری خواهد شد .
وجود غلتک یدک کش در پشت ماشین چیننده، باعث عملیات استانداردی می شود که مطمئن می سازد علف خشک دسته بندی شده در جای خود باقی می ماند. برای کاهش خرد شدن یک نوع کمربند برای چیدن کلزای درو شده استفاده کنید. سرعت غلتک کمباین برای کلزا حدود ۵۰ تا ۷۵ درصد نسبت به برداشت گندم کاهش می یابد. از سرعت بیش از حد غلتک اجتناب کنید زیرا باعث شکستن کلش کلزا می گردد و از اضافه بارگذاری در الک و گذاشتن مواد خارجی مخلط با بذر پاک جداً خوداری کنید. کاه و کلش کلزا و پوست و سبوس آن بایستی در پشت کمباین پراکنده شود.
ذخیره و خشکاندن
مشکلات ذخیره و جابجایی کلزا شبیه کتان می باشد. بذر گرده بوده کوچک ولی سنگین و براحتی غلت می خورد. جعبه های محکم در کامیون انبارهای محکم جهت ذخیره سازی لازم می باشد.
۶ هفته بعد از برداشت، دانه کلزا تعریق کرده سپس گرم می شود و سیلوی آن با رطوبت ۱۰-۹ درصد می تواند اتفاق افتد. کلزا دارای رطوبت ۵/۸ درصد بایستی برای فاصله منظم حرارت مورد امتحان قرار گیرد. اگر برداشت در رطوبت بالا صورت گیرد بایستی بصورت طبیعی یا مصنوعی خشک شود . برای حفظ کیفیت بذر دمای ۴۳ درجه سانتی گراد یا کمتر از آن برای خشک شدن هر چه بیشتر در تولید تجاری لازم است.
اگر یک مقدار چشمگیر از مواد خارجی مثل کاه و کلش با کلزا مخلوط شود. مقرون به صرفه است که قبل از اینکه خشک و انبار گردد از غربال بدور بریزیم .
محصولات کلزا
غذاهای تولید شده از واریته های مختلف کلزا دارای ۳۸ درصد پروتئین می باشد و آمینو اسیدهای کلزا مکمل سویا بوده و این محصول اغلب شامل همان ارزش غذائی را دارا هستند. آزمایش نشان داده است که حیوانات در صورت خوردن مخلوطی از این دو غذا جواب خوبی داده اند در کانادا خوراک کلزا بیش از ۲۰-۱۰ درصد به عنوان سهم غذای برای مرغ– بوقلمون - غاز – اردک – خوک و حیوانات شیری و گوشتی توصیه شده است.
روغن خوراکی کلزا در دو دهه اخیر در بعضی از کشورها برای مصرف انسانها در امریکا توسط FDA تصویب گردیده است . روغن کلزا همانند سایر محصولات نباتی روغنی برای پختن غذاها و دسر بصورت جامد و مایع در بازار موجود می باشد و بدلیل داشتن اسید اولئیک نسبت به دیگر روغنها از اهمیت بیشتری برخوردار است
کلزا در محدوده وسیعی از خاکها رشد میکند، ولی مناسبترین اراضی برای رشد کلزا ، خاکهایی با بافت متوسط ، زهکشی مناسب ، مواد آلی کافی و PH حدود ۶.۵ میباشد. کلزا در شرایط ایستابی ، سیلابی و زهکشی ضعیف زمین و PH پایینتر از ۵.۵ نباید کشت شود. کلزا در تناوب هر محصولی که اجازه تهیه بستر مناسب بذر را داده و از توسعه عوامل بیماریزای خاکزی جلوگیری کند، رشد مینماید. بویژه در تناوب با غلات ، عکسالعمل مطلوبی نشان میدهد.
این تناوب باعث کنترل بیماریها ، آفت و علفهای هرز کلزا میگردد. کشت متوالی کلزا در یک زمین یا کشت آن در تناوب با سایر گیاهان جنس براسیکا باعث تشدید بیماریهای کلزا میگردد، چرا که در این حالت عامل بیماریزا میتواند در سالهای متوالی در خاک و روی گیاه میزبان باقی بماند و جمعیت خود را افزایش دهد. بنابراین هنگام انتخاب یک منطقه برای تولید کلزا ، توجه به تناوب زراعی منطقه بسیار مهم است.
انتخاب رقم
ارقام کلزا از نظر تیپ رشد با توجه به ریخته ارثی به سه گروه عمده تقسیم میشوند.
۱) ارقام کلزا با تیپ رشد بهاره (Spring): این ارقام برای به گل رفتن به درجه حرارت حدود ۳ درجه سانتیگراد به مدت یک هفته نیاز دارند.
۲) ارقام کلزا با تیپ رشد بینابین (Intermediate): این ارقام جهت بهاره سازی یا شروع رشد زایشی به درجه حرارت حدود ۳ درجه سانتیگراد و کمتر به مدت یک ماه نیاز دارند. تیپ رشد بینابین نیز به دو زیر گروه تیپ رشد بینابین زودرس و بینابین متحمل به سرما تقسیم میشود.
۳) ارقام کلزا با تیپ رشد زمستانه (Winter): این گروه تحمل به سرمای بسیار خوبی داشته و جهت شروع رشد زایشی به درجه حرارت حدود ۳ درجه سانتیگراد و کمتر به مدت یک و نیم ماه نیاز دارند.
روش کاشت
کلزا را به دو روش دستپاش و مکانیزه میکارند. در کشت دستپاش به میزان بذر بیشتری نیاز خواهد بود. در این روش ، بستر بذر باید کاملا صاف شود و پس از پخش بذر ، یک دیسک یا غلطک بسیار سبک زده شود تا تماس کافی بین بذر و خاک ایجاد گردد. آبیاری باید با دقت زیاد انجام شود تا از شسته شدن بذر و عدم یکنواختی در بستر مزرعه جلوگیری گردد.
در روش کشت مکانیزه هم میتوان با خطی کار غلات و هم بذرکار پنوماتیک ، عمل کاشت را انجام داد. در هنگام استفاده از بذرکار غلات باید تنظیم دستگاه را با توجه به عمق مناسب کاشت و میزان بذر مطلوب تغییر دارد. این عمل کمی مشکل است زیرا که بذر کلزا نسبت به بذر غلات ریزتر بوده و عمق کاشت آن سطحیتر میباشد. همچنین میتوان از موزع مخصوص کلزا و تثبیت کننده عمق در این دستگاهها استفاده نمود.
از آنجایی که شرایط فیزیکی خاک در همه مناطق کشور مناسب نبوده و تمامی بذور کلزای کشت شده قادر به سبز شدن نمیباشند، بنابراین استفاده از دستگاه پنوماتیک بجز در مناطق خاص کشور توصیه نمیشود. در هر روش کاشت ، استفاده از لولر قبل از کاشت از اهمیت ویژهای برخوردار است و عامل مهمی در سبز یکنواخت و آرایش مناسب بوتهها میباشد.
شروع کاشت و شناسایی مراحل رویش
▪ تا آنجا که میتوانید کاری کنید که گیاه هر چه زودتر سبز شود تا از قرار گرفتن جوانهها در معرض بیماریهای خاکزاد جلوگیری شده و از تبدیل علفها به رقیب زراعت جلوگیری گردد.
▪ بذر را در عمق ۵.۱ تا ۵.۲ سانتیمتری و در رطوبت بکارید و یا مزرعه را بلافاصله آبیاری کنید.
▪ دمای خاک برای سبز شدن حداقل باید ۱۰ درجه سانتیگراد یا بیشتر باشد.
▪ کلزای پاییزه را زمانی کشت کنید که قبل از رسیدن سرمای منطقه حداقل ۸ برگ کامل داشته و یک رزت قوی تشکیل داده باشد.
▪ از بذرهای تمیز و گواهی شده استفاده کنید.
▪ بذرهای چاق و به خوبی رسیده بخرید.
▪ از بذرهایی با ۹۵ درصد قوه نامیه و یا درصد قوه نامیه بالاتر استفاده کنید تا به سبز یکنواخت برسید.
▪ کاشت خیلی عمیق بذر توسعه بیماریهای جوانه را تشدید میکند.
مقدار بذر
▪ کلزا را در بستری بکارید که به حد کافی چسبندگی داشته باشد. در غیر اینصورت عمق کاشت را نمیتوان کنترل کنید.
▪ بستر کاشت هنگامی که چسبندگی کافی دارد که وقتی وارد آن شدید، بیشتر از ضخامت کفه چکمههای کار در خاک فرو نرود.
▪ هر ساله تصمیمگیری در مورد فشرده کردن خاک را بر پایه شرایط خاک انجام انجام دهید. معمولا خاکهای ریز بافت به سادگی و بیش از حد بهم میچسبند، و وقتی چسبیدند میتوانند چنان فشرده شوند که تامین اکسیژن برای رشد جوانه محدود شود.
▪ دامنه تغییرات بذر مصرفی ۵ تا ۱۰ کیلوگرم در هکتار است.
▪ مزرعه را طوری بکارید که متناسب با شرایط خاک و احتمال مقابله با تنشها در هر متر مربع ۷۵ تا ۱۸۵ بوته داشته باشید.
زراعت
▪ کلزا را همانند گندم در فواصل ردیفهای ۱۵ تا ۲۵ سانتیمتری بکارید. فاصله ردیفهای زیاد سبب رشد شدید بوتهها و ایجاد مشکل در برداشت میگردد.
▪ ریزی و درشتی دانه بر مقدار بذر مصرفی تاثیرگذار است. هر قدر دانهها درشتتر باشند، در هر کیلوگرم بذر تعداد کمتری بذر وجود دارد و در نتیجه مصرف بذر بیشتر میشود.
▪ شرایط کاشت از جمله خطر بالقوه بیماریها و آفات بر مقدار بهینه بذر مصرفی تاثیر میگذارد.
▪ در شرایطی ضعیفتر از شرایط بهینه نیاز به بذر بیشتری است. در شرایط بهتر از متوسط ۶۰ تا ۸۰▪ درصد بذرها گیاهان زنده تولید میکنند و در شرایط متوسط ۴۰ تا ۶۰ درصد بذرها بوتههای زنده بدست میدهند. بنابراین در موقع کاشت بذر علاوه بر قوه نامیه به این موارد توجه کنید.
▪ مقدار بذر کمتر به معنای تعداد بوته کمتر است. بنابراین زمان طولانی لازم است تا گیاه سطح مزرعه را بپوشاند. این وضعیت به علفها فرصت میدهد تا خود را مستقر کرده و با زراعت رقابت کنند.
▪ تعداد بذر کمتر ( تعداد بوته کمتر) به گیاه اجازه میدهد که شاخه بیشتری بدهد. این کار دوره رشد را طولانیتر کرده و سبب تاخیر در رسیدن میشود.
طراحی یک برنامه استفاده از علفکش
▪ یک برنامه خوب کنترل علف امری اساسی است زیرا در کلزا در مرحله جوانه زدن در رقابت با علف بسیار ناتوان است.
▪ تعدادی از علفها بویژه علفهای خانواده کوریسیفر در سالهای کشت محصول غیر کلزا میتوانند به عنوان میزبان بیماریها و آفات عمل کنند. کنترل علفها در سالهایی هم که کلزا کشت نمیشود دارای اهمیتی یکسان است. یک کشاورز خوب در مزرعه غلاتی که قصد دارد در آن کلزا بکارد، با این علفها به خوبی میتواند مبارزه کند. این مبارزه علاوه بر اینکه علفهای مزاحم گندم را دفع میکند علفهایی را هم که در مزرعه کلزا نمیتواند با آنها مبارزه کند، مهار کرده است.
▪ کنترل علف در کلزا نیازمند روشهای مدیریت زراعی نظیر تناوب زراعی ، استفاده از بذرهای عاری از علف هرز و خاکورزی درست همراه با انتخاب علفکشهای مناسب و کاربرد صحیح آنهاست. مقاومت به گروهایی از علفکشها در بسیاری از نواحی کشت کلزای جهان یک حقیقت مسلم است. برای جلوگیری از چنین وضعیتی به صورت منظم در بین گروههای علفکش تناوب ایجاد کنید.
▪ در مزرعه قدم بزنید و گونهای علف موجود را شناسایی کنید. مشاهدات مزرعهای همچنین شما را درباره توسعه علفهای مقاوم هوشیار خواهد ساخت. در شناسایی علفهای هرز مزرعه خود را از متخصصین علفهای هرز کمک بگیرید.
اثر تاریخ کاشت بر اجزای عملکرد و عملکرد دانه و روغن ارقام کلزا در کرمانشاه
به منظور بررسی و تعیین تاریخ کاشت و رقم از لحاظ عملکرد دانه و روغن، آزمایش در سال 1379 در منطقه اسلامآباد کرمانشاه و به صورت طرح کرتهای خرد شده در قالب بلوکهای کامل تصادفی در 4 تکرار انجام گرفت. تاریخ کاشت به عنوان عامل اصلی در 4 سطح (18 و 28 شهریور؛ 7 و 17 مهر) و فاکتور فرعی شامل پنج ژنوتیپ رقم کلزای پاییزه (اورینت، طلایه، آکاپی، اس.ال. ام 046 و کلورت) بود. نتایج به دست آمده نشان داد که عملکرد دانه و اجزا عملکرد و هم چنین ارتفاع بوته، عملکرد بیولوژیکی، تعداد شاخههای فرعی، تعداد بوته در متر مربع، شاخص برداشت و درصد و عملکرد روغن در سطح احتمال یک درصد تحت تاثیر تاریخ کاشت اختلاف معنیداری داشته و اولین تاریخ کاشت از نظر صفات فوق برتر بود. ارقام مورد آزمایش از نظر عملکرد و اجزا آن و سایر صفات فوق در سطح احتمال یک درصد اختلاف معنیداری داشتند. در بین ارقام مورد نظر بیشترین و کمترین عملکرد دانه به ترتیب برای رقم اس. ال. ام 046 با 2.59 تن در هکتار و رقم آکاپی با 1.77 تن در هکتار به دست آمد و نتایج عملکرد روغن نیز تابع چنین روندی بود. با تاخیر در کاشت عملکرد دانه برای ارقام کلزای مورد بررسی کاهش نشان داد، که این موضوع متاثر از مصادف شدن مراحل گلدهی و نمو غلاف و دانه به گرما میباشد. در مجموع، بالاترین مقدار عملکرد دانه از رقم اس. ال. ام 046 (4.08 تن در هکتار)، در تاریخ کاشت اول به دست آمد
برآورد پارامترهای ژنتیکی برای عملکرد، اجزاء عملکرد و میزان گلوکوزینولات در کلزا
هشت ژنوتیپ کلزا شامل شش رقم و دو لاین اصلاح شده جهت برآورد پارامترهای ژنتیکی تعداد غلاف در ساقه اصلی، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن هزار دانه، عملکرد دانه و میزان گلوکوزینولات کل مورد استفاده قرار گرفتند. تجزیه واریانس بر اساس روش هیمن مبین قابلیت ترکیب پذیری عمومی (a) و خصوصی (b) معنی دار برای خصوصیات مورد مطالعه به استثناء وزن هزار دانه بود، که نشان دهنده اهمیت اثرات افزایشی و غیر افزایشی در کنترل ژنتیکی آنها است. برای وزن هزار دانه فقط قابلیت ترکیب پذیری عمومی معنی دار گردید. برآورد نسبت میانگین مربعات قابلیت ترکیب پذیری عمومی به قابلیت ترکیب پذیری خصوصی معنی دار و قابلیت توارث خصوصی بالا برای وزن هزار دانه و گلوکوزینولات کل مبین اهمیت بیشتر اثرات افزایشی در کنترل ژنتیکی خصوصیات مزبور بود و در نتیجه کارایی انتخاب برای آنها بالا خواهد بود. برآورد میانگین مربعات معنی دار انحراف میانگین والدین از هیبریدها (b1) برای تمامی خصوصیات به استثناء طول غلاف و وزن هزار دانه نمایانگر غالبیت جهت دار و در نتیجه هتروزیس متوسط معنی دار برای کلیّه خصوصیات مورد مطالعه به استثناء دو صفت مزبور میباشد. برآورد میانگین مربعات معنی دار اثرات مادری (c) برای تمامی خصوصیات به استثناء دو صفت مزبور میباشد. برآورد میانگین مربعات معنی دار اثرات مادری (c) برای تمامی خصوصیات به استثناء طول غلاف نشان دهنده اهمیت اثرات مادری برای کلیّه خصوصیات مورد مطالعه به استثناء صفت مزبور میباشد. در بین اجزاء عملکرد، تعداد غلاف در ساقه اصلی و تعداد غلاف در بوته دارای همبستگی مثبت معنی داری با عملکرد دانه بودند، لذا به عنوان صفات مناسب جهت بهبود عملکرد قابل استفاده میباشند. عدم وجود همبستگی معنی دار بین گلوکوزینولات کل و عملکرد دانه امکان کاهش این خصوصیت نامطلوب مرتبط با کیفیت را بدون تغییر قابل ملاحظه در عملکرد دانه میسّر میسازد. در این بررسی والدهای PF7045/91 و BL1 دارای ترکیب پذیری عمومی مناسب و تلافیهای PF7045/91 x Shiralee و PF7045/91 x B11 دارای ت91 x B11 دارای ت مناسب برای عملکرد دانه و میزان گلوکوزینولات کل بودند
اثر زمان برداشت بر عملکرد و اجزا عملکرد ارقام کلزا در منطقه سیستان
فنایی حمیدرضا,اکبری مقدم حسین,کیخا غلام علی,نارویی راد محمدرضا,مدرس نجف آبادی سیدسعید
به منظور بررسی اثر زمان برداشت بر عملکرد و اجزای عملکرد ارقام کلزا، در سال های زراعی 1381 و 1382 آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی زهک در زابل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی به صورت اسپلیت پلات در سه تکرار انجام شد.ارقام مورد بررسی دو هیبرید Hyola 308 و رقم ساری گل عامل اصلی و زمان برداشت در هفت سطح شامل T1 : برداشت در ده درصد تغییر رنگ دانه در خورجین های ساقه اصلی، T2 : برداشت سه روز بعد از مرحله اول، T3 : برداشت شش روز بعد از مرحله اول، T4 : برداشت نه روز بعد از مرحله اول، T5 : برداشت دوازده روز بعد از مرحله اول، T6 : برداشت پانزده روز بعد از مرحله اول و T7 : برداشت هیجده روز بعد از مرحله اول عامل فرعی آزمایش را تشکیل دادند. نتایج آزمایش حاکی از تفاوت معنی دار زمان برداشت بر تعداد خورجین در بوته، وزن هزار دانه، عملکرد دانه و عملکرد روغن بود. با تاخیر در زمان برداشت عملکرد دانه، تعداد خورجین در بوته و وزن هزار دانه کاهش نشان دادند. تیمار T3 در قیاس با تیمارهای T6 و T7 به ترتیب حدود 33 و 32 درصد برتری عملکرد داشت. ارقام مورد بررسی از نظر تعداد دانه در خورجین، عملکرد دانه، درصد روغن و عملکرد روغن اختلاف معنی داری نشان دادند. هیبرید Hyola 308 با میانگین 3553 کیلوگرم در هکتار نسبت به رقم ساری گل حدود 21 درصد افزایش عملکرد دانه نشان داد. درصد روغن زمان های برداشت از نظر آماری اختلاف معنی دار نداشت. تغییرات عملکرد روغن تحت تاثیر زمان های برداشت مشابه تغییرات عملکرد دانه بود. صفات اندازه گیری شده در ترکیبات مختلف تیمارها اختلاف معنی دار نشان ندادند. با توجه به نتایج، برداشت سه تا شش روز پس از ده درصد تغییر رنگ دانه (که مصادف با 30 تا 40 درصد تغییر رنگ دانه ها در خورجین های ساقه اصلی است) به همراه ارقام و هیبریدهای زودرس برای منطقه سیستان و مناطق هم اقلیم قابل توصیه است
برای مشاهده بطور فول روی عکس کلیک کنید

پیوند از نظر فیزیولوژیکی و بیولوژی
پیوند زدن که در حقیقت عبارت از زخم کردن و قطع مقدار زیادی از شاخ و برگ گیاه و بعداً مجبور کردن دو نبات مختلف به زندگانی با یکدیگر است، تغییرات فیزیولوژیکی و بیولوژیکی مخصوصی در گیاه پیوندی جدید به وجود می آورد.
جوش خوردن پیوندک و پایه
برای اینکه فسمت های مختلف دو گیاه بتواند با یکدیگر زندگانی کرده و تولید نهال جدید کند و بهره کافی دهد باید اتصال این دو قسمت با یکدیگر کامل باشد یعنی باهم جوش خورده یکی شود.این موضوع ممکن نیست مگر آنکه پایه و پیوندک با یکدیگر نمو نموده و سلولهای محل اتصال با یکدیگر شروع به فعالیت کرده نسج جوانی به وجود آورد.برای حصول این مقصود، باید دو طبقه مولده پایه و پیوندک با یکدیگر منطبق شده به یکدیگر بچسبند یعنی هیچ قسم مانع از مایع یا جامد و یا بخار بین آنها قرار نگیرد.
در نباتات علفی تقریباً تمام سلولهای پایه و پیوندک نمو کرده یک نوع سنجش پارانشیمی تولید می کند که فضای بین پایه و پیوندک را پر می نماید.در نباتات خشبی این عمل تقریباً فقط بوسیله سلولهای طبقه مولده انجام می گیرد.پس از آنکه فضای بین پایه و پیوند به وسیله این نسج پر شد یک طبقه از سلولهای آن تبدیل به طبقه مولده شده و شبیه پلی رابط بین طبقه مولده پایه و این طبقه در پیوندک می شود که من بعد مانند کامبیوم معمولی درخت در داخل تولید آوندهای چوبی نموده و در خارج تشکیل آوندهای آبکشی می دهدو بدین ترتیب اتصال و یکسره شدن آوندها از پایه به پیوند عملی می شود.
در نباتات دو لپه اگر مانع تجانس پایه و پیوندک در بین نباشد جوش خوردن دو قسمت درخت پیوندی حتمی است ولی در نباتات یک لپه این امر غیر ممکن است و اگر هم پایه با پیوندک جوش بخورد دوام آن حداکثر یک سال خواهد بود.( بنا بر تجربیات شوبرت در کتاب مولیش) علت عدم موفقیت درپیوند کردن نباتات یک لپه مانند درخت خرما ، فقدان ساختمان ثانوی و عدم وجود طبقه مولده متصل به هم می باشد.
.
قرابت پیوندک با پایه
جوش خوردن پایه و پیوندک تابع دقت در عمل قرار دادن پیوندک روی پایه می باشد ، یعنی دو طبقه مولده باید حتماً با یکدیگر تماس حاصل کنند ولی برای منظور مورد بحث یعنی جوش خوردن دو قسمت با یکدیگر این شرط کافی نیست زیرا علاوه بر لزوم تطبیق دو طبقه مولده طبیعت دو گیاه مورد عمل نیز باید با یکدیگر وفق دهد و یا به عبارت دیگر تجانس و قرابتی نیز بین انها برقرار باشد.تا عمر درخت پیوندی زیاد شده و بهره کافی دهد.در پاره ای از نباتات مشاهده می شود که دو نوع گیاه مختلف مانند درخت گلابی و درخت به کاملاً با یکدیگر جوش خورده تولید درختی پر بهره و نسبتاً قوی می نماید.در بعضی از درختان دیگر حتی افراد یک جنس را که ژانر می نامند نمی توان با یکدیگر پیوند نمود مثلاً سیب و گلابی که هر دو از یک جنس ولی جور مختلف می باشند اغلب با یکدیگر جوش نمی خورند و اگر هم اتفاقاً پایه .و پیوندک با یکدیگر جوش خورد عمر درخت پیوندی خیلی کوتاه می باشد و از نظر اقتصادی کم بهره خواهد بود.این قرابت و تجانس که امری است طبیعی گاهی به اندازه کار پیوند زدن را مشک می کند که پاره ای از درخت های سیب را نمی توان با یکدیگر پیوند نمود.مثلاً درخت سیبی که دارای چوب نرم است و درخت سیبی که چوب آن سخت می باشد با یکدیگر قابل پیوند نیست.
موضوع تجانس بین پایه و پیوند که از مسائل مهم پیوند زدن و یکی از شرایط لازم موفقیت در عمل پیوند می باشد کاملاً تجربی است .یعنی فقط عمل و ازمایش نشان می دهد که چه نوع گیاهی یانبات دیگر قابل پیوند کردن است.
در قاعده عمومی و بطور کلی می توان گفت که گونه های مختلف یک جنس با یکدیگر قابل پیوند کردن می باشد.موفقیت در پیوند دو جنس مختلف مشکل و به طور استثناء حاصل می شود ودر چنین مواقع درخت پیوندی ضعیف و یا کم عمر است و پیوند افراد و خانواده مختلف با یکدیگر غیر ممکن است.
اثر متقابل پیوندک و پایه روی یکدیگر و نتایج آن
عده ای از دانشمندان ( من جمله مولیش) معتقد هستند که پایه و پیوندک در یکدیگر تاثیر ندارند زیرا هیچ یک از تغییرات حاصله ارثی نیست و با بذر قابل تکثیر و تولید مجدد نمی باشد.دسته ای دیگر مانند دانیل و بوف عقیده دارند که تاثیر متقابل دو قسمتی که با یکدیگر زندگانی می کنند زیاد است و این تغییرات ارثی می باشد و حتی ممکن است منجر به ایجاد گونه جدیدی بشود مانند بذری که از پیوند کلم معمولی روی ریشه شلغم به دست می آید.
1- در پاره ای از درختان رنگ میوه و یا رنگ برگ و گل در اثر انتخاب پیوند مناسب تغییر می کند مثلاً اگر یک گوجه فرنگی را که دارای برگهای قرمز رنگ است روی گوجه آمریکایی پیوند کنند رنگ برگ آن تیره تر می شود تا آنکه همان گونه را روی گوجه معمولی پیوند بزنند.
2- نتیجه دیگر اثر متقابل پایه و پیوندک مقاومت بیشتر درخت پیوندی به بیماریها و سرمای زیاد می باشد.
3- یکی دیگر از تاثیرات پیوند کردن درختی کم شدن عمر بعضی از درختان پیوندی است.هر گاه پسته معمولی را روی درختی از گونه خود و یا از گونه آتلانتیکا پیوند کنند درخت پیوندی در حدود دویست سال عمر می کند ولی درخت پسته ای که در آن پیوندک پسته معمولی و پایه درخت بنه با چاتلانقوش باشد بیش از 60 سال عمر نمی کند
فواید پیوند
1- در گیاهانی که نمی توان آنها را با قلمه و یا پا جوش ازدیاد نمود برای حفظ مشخصات خارجی و داخلی یعنی ژنتیکی پایه مادری از پیوند استفاده می نماید به عبارت دیگر پیوند کردن تغییری در خواص ظاهری و یا باطنی پیوندک نمی دهد.
2- درختان کهن که به علتی قسمت هوایی ان از بین رفته و یا فرسوده شده باشد ولی ریشه آن قوی و فعال است می توان ان درخت را به وسیله پیوند جوان کرد و این عمل را نسبت به نوع درخت تا حداکثر 5 مرتبه تکرار نمود.
3- در درختان ضعیف که مقدار ریشه در آنها کم بوده و یا طبیعاتاً قادر به جذب شیره خام به اندازه کافی نمی باشند با پیوند کردن شاخه ریشه داری به تنه ان جبران کمبود شیره خام را نموده قسمت هوایی چنین درختی قوی می گردد.این کاملاً کاملا شبیه به تزریق خون در بدن بیماری است که مقدار زیادی از خون خود را از دست داده باشد با این تفاوت که نزد انسان پس از یک یا چند مرتبه تزریق کمبود خون تامین شده و تکرار عمل لازم نیست ولی در درختان این تزریق شیره خام اضافی باید همیشگی باشد و به این جهت است که با پیوند کردن پایه ریشه داری که در نزدیکی درخت مورد عمل کاشته شده برای همیشه منبع شیره خامی در دسترس آن قرار می دهند.
4- اغلب اتفاق می افتد که در زمستان جانوران جونده مانند خرگوش به باغ آمده پوست درختان را می جوند و از این را ه اغلب باعث خشک شدن درخت می گردند.برای نجات درخت از مرگ حتمی کافی است دو سر شاخه جوان را در بالا و زیر خم حاصله از دندان جانور به طوری که بعداً شرح خواهیم داد پیوند کنند.
پس از دو یا سه سال شاخه های جوان پیوند شده قوی گردیده و علاوه بر رساندن مقدار کافی شیره خام به درخت وزن قسمت هوایی آن را نیز تحمل نموده تاج درختبر جا می ماند و در این موقع اگر شدت آسیب زیاد باشد به حدی که نتوان باقی مانده تنه زخمی درخت را یعنی قسمتس که بین دو محل پیوند قرار گرفته نگاه داشت آن را قطع می کنند و درخت به جای یک تنه دارای چهار پایه خواهد شد.
5- هر گاه درختی در محل معینی نتواند به وسیله ریشه خود تهیه مواد غذایی کند از پیوند استفاده نموده درخت مطلوب را روی پایه دیگری که قرابت و تجانس با درخت مورد بحث داشته باشد پیوند می نمایند مانند بادام که در اراضی مرطوب نمی توانند زندگانی کنند و یا رازقی در خاکهای آهکی در این صورت بادام را روی گوجه و رازقی را روی یاس معمولی که قادربه زندگانی در خاک آهکی می باشد پیوند می کنند.
6- در درختانی که روی ریشه خود ضعیف و یا زیادتر از حد معمول و لازم قوی می شوندباغبان با پیوند نمودن این نوع درختان روی پایه مناسب دیگر قدرت و یا ضعف قسمت هوایی درخت مورد عمل را بنابر میل خود تغییر می دهد.مانند پیوند درخت گلابی روی پایه به.درخت به طبیعتاً کوتاه و تقریباً درختچه است و ریشه آن نیز کم و سطحی می باشد.پیوند درخت گلابی روی درخت به از این ضعف و کمی ریشه استفاده نموده کوتاه و کم رشد می شود ولی در عوض دارای میوه شیرین تر و کمی مرغوب تر می گردد.
7- در پاره ای از درختان مانندپسته گل نر و ماده از یکدیگر مجزا و روی دو درخت جدا قرار دارد به نحوی که اگر تمام درختان پسته در باغی به تنهایی از درخت نر یا ماده تشکیل شده باشند آن باغ هیچگاه بهره نخواهد داد.و لازم است حتماً هر دو نوع درخت را نزدیک یکدیگر کاشت.معمولاً در بدر تاسیس باغ پسته برای هر 9 عدد درخت پسته ماده یک درخت نر به منظور تامین مقدار لازم پلن یا گرده برای تلقیح می کارند ولی در اغلب باغات کهنه مانند باغات پسته دامغان مشاهده می شود که تمام درختان باغ از نوع ماده می باشندو مقدار حصول باغ پسته بسته به وزش باد یا وجود یک درخت یا چند درخت نر در باغات مجاور می باشد و بنابراین اولاً درختان هر سال میوه نمی دهندو یا اگر میوه دار شوند، مقدار آن سیار کم می باشد.برای رفع این عیب و اصلاح باغ کهنه باید از پیوند استفاده نمود.به این طریق که روی پاره ای از درختان ماده که به فاسله منظمی از یکدیگر قرار دارند یک شاخه را باجوانه درخت نر پیوند می نمایند تا هر سال مقدار کافی گرده برای بارور کردن گلهای ماده موجود باشد و بهره برداری از باغ هر سال منظم و مرتب گردد.
8- معمولاً گیاهانی که از بذر یا هر وسیله غیر تناسلی به غیر از پیوند به وجود می آیند پس از مدتی زندگانی و رسیدن به حد بلوغ که بطور متوسط 6تا 7 سال به طول می انجامد شروع به میوه دادن و یا گل کردن می نماید.در صورتی که اگر همین درختان بوسیله پیوند زیاد شوند پس از مدت کوتاهی که حداکثر از 2تا3 و یا 4 سال تجاوز نمی کند شروع به گل کردن و میوه دادن می نماید. بنابراین یکی دیگر از فواید پیوند تسریع در بهره برداری می باشد.
9- در آزمایشگاه ها مخصوصاً در مورد اصلاح میوه و یا ایجاد انواع جدید بوسیله دو رگ گیری لازم است که قبلاً نوع میوه حاصله مورد آزمایش قرار گیرد و کاشتن بذر همیشه حصول مقصود را به تاخیر می اندازد در صورتی که پیوند دوره آزمایش را کوتاه می کند.
10- در پاره ای درختان پیوند قدرت بار دادن درخت پیوندی را زیاد می کند.
11- معمولاً تکثیر مکرر گیاهی در مدت طولانی با تقسیم ریشه یا بذر خالص نیکو و جلب توجه گیاه را از بین برده و محصول نامرغوبی جایگزین میوه یا گل مرغوب آن می گردد و این خاصیت در اصطلاح علمی انحطاط یا دژنرسانس نام دارد .مثلاً گل کوب را هر گاه به وسیله تقسیم غده ریشه ازدیاد نمایند پس از مدتی گلها کوچک و نامرغوب می شود.برای جلوگیری از انحطاط و یا اقلاً به تاخیر انداختن آن می توان از قلمه و یا پیوند استفاده نمود.
12- بعضی از درختان تولید پاجوش فراوان می کنند. پاجوش زیاد باعث ضعف درخت می شود و قطع و بر طرف کردن آنها نیز دشوار و مستلزم مراقبت دائمی و هزینه می باشد.مانند انواع یاس درختی و پاره ای از گل های سرخ و نسترن برای رفع این زحمت اغلب گل یا میوه مطلوب را روی پایه ای که طبیعتاً پاجوش نمی دهد پیوند می نمایند.
13- اغلب مشاهده می شود که درختی با دارا بودن تمام شرایط لازم برای میوه دادن مانند سن بلوغ قدرت کافی و عدم شاخ و برگ زیاد معهذا میوه نمی دهد.علت این امر هنوز کاملا روشن نیست ولی تجربه نشان داده است که هر گاه چند جوانه گل از درخت همجنس روی یکی از شاخه های آن پیوند کنند درخت مورد عمل در سالهای بعد مرتباً میوه خواهد داد
توان تولید و باروری خاک از فرایندهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژی خاک است. توازن پایدار این فرایندها به همراه مدیریت مناسب بهرهبرداری از خاک موجب تداوم باروری میشود؛ هر گونه اقدام در جهت بر هم زدن این تعادل اثراتی جبرانناپذیر به دنبال دارد. از طرفی افزایش جمعیت با نرخ بیش از 2درصد در درازمدت شرایطی ناپایدار به وجود خواهد آورد. در بسیاری از کشورها، برای 50 تا 100 سال آینده، تولیدات کشاورزی باید دست کم سالانه 3 درصد رشد داشته باشد. تحقق این اهداف نیاز به بهرهبرداری بیشتر از مواد غذایی خاک دارد. مشکل اساسی رسیدن به این مقدار رشد در تولیدات کشاورزی میباشد که در آن کمیت منابع محیط و ظرفیت تولید اراضی و منابع آبی حفظ شود. مدیریت پایدار منابع و کاربرد فناوری مناسب در ارتباط با بهرهوری از منابع آب و خاک و منابع غذایی باید به گونهای باشد که هدف فوق تحقق یابد.
اهمیت حاصلخیزی خاک: حاصلخیزی خاک توصیفکننده توانایی و قابلیت خاک برای تامین شرایط رشد پایا، بهینه و مطلوب گیاه است. در گذشته حاصلخیزی خاک، صرفاً تامین نیاز عنصری NPK بوده است. پس از آن اهمیت ماده آلی مورد توجه قرار گرفت و
سرانجام بحث ریزمغذیها مطرح شد. سپس سیستم دینامیکی زیستی (Biodynamic System) مورد بررسی قرار گرفت که توسط دانشمندی آلمانی به نام Roudolph Steuner ارائه شد و کشاورزی به عنوان یک سیستم پایدار درون اکوسیستم معرفی گردید و نام آن از واژه یونانی «بیو» که به معنی «انرژیزیستی» است، گرفته شده است. در این سیستم جانوران به عنوان یک قسمت از اکوسیستم کشاورزی در نظر گرفته شدهاند. استانداردهای بیودینامیک محدودتر از کشاورزی آلی بود و در کشاورزی بیودینامیک متدهایی شبیه به هومیوپاتی کنونی رایج بوده است و سرانجام بحث کشاورزی آلی مطرح شد (Smith ، 2002).
هر چند استفاده از کودهای معدنی ظاهراً سریعترین و مطمئنترین راه برای تامین حاصلخیزی خاک به شمار میرود، لیکن هزینههای زیاد مصرف کود، آلودگی و تخریب محیط زیست و خاک، نگرانکننده است. بنابراین، استفاده کامل از منابع گیاهی غذایی قابل تجدید موجود (آلی و بیولوژیکی) به همراه کاربرد بهینهای از مواد معدنی، نقش مهمی در جهت حفظ باروری، ساختمان و فعالیتحیاتی خاک ایفا میکند. در ایران با اقلیم غالب خشک و نیمه خشک نه تنها خاکها عموماً از نظر مواد آلی فقیر بوده (کمتر از یک درصد) بلکه به جهت بالا بودن دما، ثابت نگهداشتن و حفظ مقدار ماده آلی خاک بسیار دشوار میباشد.
دشواری حفظ مواد آلی در خاکهای زراعی مناطق خشک و نیمه خشک (Laegried و همکاران، 1999).
علاوه بر آن با توجه مشکل یارانهای کودهای شیمیایی، هدف دستیابی به افزایش عملکرد هکتاری، علاوه بر ترمیم مواد آلی خاکها میباشد که مستلزم حمایتهای عملی دولت و نیازمند عزم ملی میباشد چرا که علاوه بر ترویج فرهنگ مصرف کودهای آلی در کشاورزی، نیاز به تولید انبوه این کودها میباشد.که :
l سلامت و کیفیت خاک: مواد آلی به علت اثرات سازندهای که بر خصوصیات فیزیکی (پایداری خاکدانهها)، شیمیایی (افزایش ظرفیت نگهداری عنصری) و بیولوژیکی (اکتیویته بیوماس میکروبی) دارد، به عنوان رکن باروری خاک شناخته شده است. به طور خلاصه نقش ماده آلی در تامین سلامت و کیفیت خاک را میتوان به شرح زیر بیان داشت:
1ـ منبع کربن و انرژی برای میکروارگانیسمهای خاک، 2ـ منبع عناصر غذایی نظیر نیتروژن، گوگرد، فسفر و … ، 3ـ پایداری و نگهداری ذرات خاک به عنوان خاکدانه یا خاک واحد و کاهش خطر فرسایش خاک، 4ـ توسعه تخلخل خاک و افزایش ظرفیت نگهداری هوا و آب و تسهیل توسعه و رشد ریشهای، 5ـ حفظ و ابقای عناصر غذایی و جلوگیری از هدررفت آنها با افزایش ظرفیت تبادل کاتیونی (CEC) و ظرفیت تبادل آنیونی (AEC)، 6ـ جلوگیری از فشردگی و تراکم خاک با پائین نگهداشتن وزن مخصوص ظاهری و ممانعت از ایجاد قشرها و پوستههای سخت، ترک و گسل، 7ـ افزایش قابلیت خاکورزی و تغییر در خصوصیات خاک مثل کاهش چسبندگی، افزایش نفوذپذیری و نرمی خاک، 8ـ ابقای کربن از اتمسفر و دیگر منابع، 9ـ کاهش اثرات محیطی منفی مثل اثر حشرهکشها، فلزات سنگین و بسیاری از آلایندههای دیگر، 10- افزایش قدرت بافری خاک و مقابله با تغییرات سریع اسیدیته خاک و 11- افزایش سرعت نفوذ آب در خاک و کاهش تولید رواناب.
l اثر مواد آلی بر حاصلخیزی و باروری خاک: همانگونه که ذکر شد توان باروری خاک حاصل اثرات سازنده فرایندهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاک است. لذا مناسب خواهد بود تا به طور اختصار اثرات مواد آلی بر این ویژگیها مورد بررسی قرار گیرد.
l ویژگیهای فیزیکی خاک: ویژگیهای فیزیکی خاک که از عوامل مهم و مشخصکننده رشد گیاهان میباشند، خود تابع عوامل مختلف است. در این بحث اثر متقابل مهمترین خواص فیزیکی خاک و ماده آلی مورد بررسی قرار میگیرد.
1ـ رنگ خاک: رنگ خاک شاخص دقیقی برای تعیین حاصلخیزی نیست زیرا شاخصی کیفی به شمار میرود. در برخی موارد رنگ تیرة خاک میتواند نشاندهندة میزان مادة آلی مناسب و کافی باشد. هر چه رنگ خاک زراعی تیرهتر باشد به دلیل گرمتر شدن زودتر سطح خاک، در بهار زمان کشت تسریع میشود.
2ـ ساختار خاک: آرایش ذرات خاک در تشکیل خاکدانهها، اندازه و پایداری خاکدانهها، بر روی تخلخل، نفوذپذیری و مقاومت آنها بسیار مؤثر است و ماده آلی به دلیل ایجاد هسته مرکزی در تشکیل خاکدانهها در پایداری و قوام آنها بسیار موثر است (رجوع به نشریه فنی شماره 297).
3ـ تخلخل خاک و نفوذپذیری آن:تخلخل خاک مبین حجم منافذ و روزنههای خاکی است و معبری برای جریان آب و هوا محسوب میشود. میزان تخلخل خاک (60-30 درصد)، تابعی از ساختمان، بافت و محتوای ماده آلی خاک میباشد. مادة آلی با بهبود شرایط خاکدانهسازی، وضعیت تخلخل خاک و نفوذپذیری آن را بهبود میبخشد.
4ـ بافت خاک: بسیاری از خواص خاک مثل تخلخل، نفوذپذیری، قابلیت فراهمی و ابقای عناصر غذایی تابعی از بافت خاک میباشند. ذرات شنی با اندازه mm2-05/0 بر توزیع هوادهی و زهکشی خاک بسیار مؤثرند اما در حاصلخیزی خاک نقش کمتری دارند. رس که اندازه ذرات آن کوچکتر از mm002/0 است واجد بار منفی، سطح ویژة وسیع و خاصیت ابقای عناصر غذایی میباشد اما در کلاسهبندی بافت خاک خواص فیزیکی کمرنگتری در نفوذپذیری و زهکشی دارد. مادة آلی دارای خاصیت اصلاحکننده بافت در خاکهای سبک و سنگین است.
5ـ ظرفیت نگهداری آب خاک: میزان ظرفیت نگهداری آب خاک متأثر از نوع بافت و میزان مادة آلی میباشد. در حالتهای مختلف میزان آب خاک متفاوت است.
6ـ عمق خاک: عمق ریشهها بر مقدار خاک در دسترس ریشهها که آب و مواد غذایی را برای گیاه تأمین میکند، موثر است و بوسیله سطح ایستابی، سنگ بستر، کفهها و سخت لایهها و pH پائین محدود میشود.
7ـ شیب خاک: میزان رواناب تابعی از شیب خاک است، زیرا میزان فرسایش در آن بالاتر است و برای کاهش فرسایش خاک، عملیات مدیریتی خاصی را طلب میکند. ماده آلی با افزایش نفوذپذیری خاک باعث کاهش رواناب ایجاد شده و کاهش فرسایش میشود.
خواص شیمیایی خاک:
1ـ کلوئیدهای خاک: کلوئیدهای خاک از بخشهای فعال شیمیایی خاک میباشد که شامل رس، هوموس و اکسیدهای آهن و آلومینیوم میباشند. کلوئیدها دارای بار منفی هستند و مجموع این بارهای منفی ظرفیت تبادل کاتیونی نامیده میشود. CEC مبین مقدار کاتیون ابقا شده در 100 گرم خاک (آون خشک) میباشد که بر حسب سانتیمول در کیلوگرم (Cmol/kg) بیان میشود. جدول یک میزان CEC کلوئیدهای خاکی آلی و برخی رسهای لایهای نشان داده شده است.
میزان جذب کاتیونی تابعی از بار، اندازه و غلظت کاتیون است. اگر دو کاتیون همبار باشند، کاتیون واجد شعاع بزرگتر، قویتر جذب میشود زیرا کاتیونهای بزرگتر، شعاع آبگیری کوچکتری دارند. CEC در تمام خاکها تابع میزان رس، نوع رس، مادة آلی، pH و اکسیدهای آهن و آلومینیوم میباشد. علاوه بر تاثیر مواد آلی در ویژگیهای شیمیایی، از اثرات مهم این مواد تامین عناصر غذایی و برقراری توازن تغذیهای میباشد. عدم مصرف مواد آلی در اراضی زراعی باعث لطمات غیر قابل جبرانی در حاصلخیزی خاکها میشود. متاسفانه مصرف کودهای آلی در جامعه کشاورزی ما، تقریب به بوته فراموشی سپرده شده است. علیرغم دشواریهای اجرایی، وزارت جهاد کشاورزی برای نیل به کشاورزی پایدار، در نظر دارد تهیه مواد آلی را مورد توجه و حمایت قرار دهد. خوشبختانه منابع تامین کودهای آلی در ایران دارای تنوع زیادی است و شامل کودهای حیوانی، کمپوست حاصل از بقایای شاخه و برگ گیاهان، کمپوست حاصل از تخمیر سبوس برنج و کلش گندم، کمپوست حاصل از ضایعات کشت و صنعتهای تولید قارچخوراکی، از تخمیر سبوس برنج و کلش گندم، کمپوست حال از ضایعات کشت و صنعتهای تولید قارچ خوراکی، کمپوست حاصل از ضایعات کارخانجات دخانیات و چای خشک کنی، کمپوست حاصل از ضایعات کارخانجات قند، کمپوست حاصل از تخمیر زبالههای شهری، شاخههای هرس شدهچای، خرما، کمپوست حال از تخمیر فاضلاب شهری، کمپوست حال از ضایعات حاصل از ضایعات نیشکر، کودهای آلی حاصل از ضایعات بسته و پودر استخوان و سایر مواد مشابه که علاوه بر اصلاح نسبت کربن به ازت، غلظت عناصر غذایی مورد استفاده گیاهان زراعی را افزایش میدهد.
n برقراری توازن تغذیهای: باروری و حاصلخیزی یک خاک علاوه بر وابسته بودن به مقدار عناصر غذایی به توازن و تعادل آنها نیز شدیداً وابسته است. به طوری که در حالت عدم توازن و تعادل تغذیهای، مصرف کودها نه تنها موثر واقع نمیشود، حتی در بعضی مواقع در جهت عکس عمل کرده و کشاورزان را متحمل ضررهای اقتصادی فراوانی میکنند. مثلاً در سطح ثابت K،افزایش کود ازتی نه تنها افزایش عملکردی را به دنبال نداشته بلکه در بعضی مواقع منجر به کاهش آن نیز شده است، لذا اهمیت توازن تغذیهای در بعضی موارد و در مورد بعضی عناصر بیش از خود آنهاست بطوریکه متخصصین تغذیه اغلب برای آگاهی از وضعیت تغذیهای گیاهان نسبتهای بین عناصر را به غلظت واحد آنها ترجیح میدهند، اما از طرفی هم ایجاد توازن تغذیهای و مصرف متعادل کودهای شیمیایی کاری بسیار دشوار و وقتگیر است و نیازمند صدها آزمایش کودی در مناطق مختلف میباشد که غالباً هم به خاطر شرایط پیچیده خاک، نیاز و قدرت متفاوت گیاهان، رفتارهای متفاوت عناصر در خاک، عوامل متغیر محیطی و شرایط مدیریتی مزرعه نتایج مطلوبی نمیدهند. بنابراین استفاده از کودهای دامی که اکثریت عناصر مورد نیاز گیاهان را تقریباً به نسبتی که آنها جذب میکنند دارا هستند دامنه موفقیت را افزایش میدهند. چرا که در یک تن کود دامی خوب 4 کیلوگرم N- 3 کیلوگرم P2O5- 3/5 کیلوگرم K2O- 4 کیلوگرم Cao- 2 کیلوگرم MgO – 5/0 کیلوگرم گوگرد و به مقداری کمتر ریزمغذیها وجوددارد و خاک را در درازمدت در جهت تعادل پیش خواهد برد. بنابراین با افزودن 30 تن کود دامی مرغوب به یک هکتار خاک زراعی حدود 120 کیلوگرم ازت، 90 کیلوگرم فسفر، 160 کیلوگرم پتاسیم و … به خاک افزوده میشود که تقریباً با نیاز گیاهان مطابقت دارند و البته بسته به نوع خاک و گیاه بایستی کاستیها را توسط کودهای شیمیایی جبران نمود.
n اثر مواد آلی بر خواص بیولوژیکی خاک: خاک یک محیط زنده است که بسته به نوع آن در هر سانتیمتر مکعب آن میلیونها موجود زنده از جمله قارچها، باکتریها و … زندگی میکنند و مهمترین نقش را در تخریب و تحول مواد آلی در خاک بر عهده دارند و به مراحل هوموسی و معدنی شدن مواد آلی سرعت میبخشند.
با مطالعه بیولوژی ارگانیسمهای خاک میتوان دریافت که با افزایش مواد آلی خاک، محیط جهت رشد آنها مساعدتر شده و بر جمعیت آنها افزوده میشود، طوری که هر چه مواد آلی خاک (تا حدی) افزایش یابد ارگانیسمهای آن زیاد شده و خاک شکل زندهتری به خود میگیرد و هر چه خاک زندهتر باشد به دلایل زیر حاصلخیزتر خواهد بود:
تولید هوموس (هوموس به خاطر خواص کلوئیدی یکی از ارکان حاصلخیزی خاک است)،
معدنی شدن وگردش سریع عناصر غذایی،
افزایش جذب عناصر غذایی توسط گیاهان به خصوص در مورد فسفر،
افزایش تثبیت ازت (باکتریهای آزاد-ریزوبیومها و …) و
اکسیداسیون گوگرد و تبدیل آن به شکل قابل جذب (SO2-4) که این مسئله در خاکهای آهکی کشور ما اهمیت قابل ملاحظهای دارد، چون که در این نوع خاکها به علت بالا بودن pH تیوباسیلوسها جمعیت کمی داشته و افزایش عنصری به خاکها اغلب بیثمر بوده و به شکل قابل جذب آن تبدیل نمیشود، لذا با وجود ماده آلی میکروارگانیسمهای دیگر وارد عمل شده و در نتیجه گوگرد را به سولفات که قابل استفاده برای گیاهان است تبدیل مینمایند (Moody، 1994). در سطور گذشته راجع به اثرات مواد آلی به خواص سه گانه خاک بحث شد. حال این سئوال مطرح است که چه عواملی میزان مواد آلی خاک را کنترل میکنند؟
n عوامل کنترلکننده ماده آلی در خاک : مقدار ماده آلی خاک به وسیله تعادل بین اضافه شدن مواد آلی گیاهی و جانوری و مقدار هدررفت و تجزیه آن کنترل میشود. مکانیسمهای اضافه شدن و کاهش یافتن ماده آلی به وسیله عوامل و فعالیتهای مدیریتی به شدت تحت کنترل قرار میگیرند. مقدار آب قابل دسترسی برای رشد گیاه اولین فاکتور کنترل کننده در تولید مواد گیاهی است. حاصلخیزی خاک و میزان دمای هوا دو عامل عمده دیگر به شمار میآیند. سرعت تجزیه ماده آلی در دمای نزدیک به صفر درجه خیلی پائین است اما با افزایش دما سرعت تجزیه ماده آلی به شدت افزایش مییابد. استرس و تنشهای اعمال شده و وجود مواد شیمیایی سمی در خاک میتوانند از عوامل محدودکننده تولید بیوماس گیاهی باشند. میزان شدت تابش نور خورشید، محتوی دیاکسید کربن در اتمسفر و رطوبت نسبی از عوامل کنترلی دیگر میباشند. مقدار ماده آلی که در خاک باقی میماند به جمعیت مصرفکننده هتروتروف وابسته است. مجموعه عملیات مدیریتی که موجب افزایش مقدار مواد آلی میشود شامل اقداماتی برای افزایش تولیدات گیاهی، جلوگیری از هدررفت و اقداماتی برای جلوگیری از تجزیه و تخریب سریع مواد آلی میشود که شامل موارد زیر میباشد:
1- افزایش عملکرد و تولیدات گیاه با اعمال:
آبیاری،
کوددهی مناسب و افزایش تولید بیوماس گیاهی،
استفاده از گیاهان پوشاننده (Cover crop)،
بهبود و اصلاح زیستی گیاهان ایستا،
احیاء جنگلداری و
احیاء چمنزارها و مراتع.
2- افزایش فراهمی مواد آلی:
حفاظت از آتشسوزی و عدم آتش زدن مزارع بعد از درو،
کنترل آفات، حشرات، جوندگان،
استفاده از کود دامی و فاضلاب غنی از کربن،
کنترل شخم،
استفاده کنترل شده گیاهان به منظور چرا در موقع مقتضی و
ممانعت از چرای بیرویه.
3- کاهش تجزیه یا تخریب ماده آلی:
کاهش یا حذف شخم غیر ضروری،
استفاده از گیاهان پوشاننده (Cover crop) و
نگهداری حالت اشباع خاک در برخی موارد خاص، هر چند ممکن است باعث برخی مشکلات دیگر شود (White، 1997).
n مروری بر کودهای آلی: تاکنون در مورد اهمیت ماده آلی در خاکها بحث و گفتگو شد، در ایجاد مروری بر منابع کودهای آلی و انواع آن ضروری به نظر میرسد. کودهای آلی شامل کودهای حیوانی، سبز، ضایعات کشاورزی و زباله شهری (کمپوست) میشوند.
1- کودهای دامی: کودهای دامی یا حیوانی را سرگین و گمیز دامها و کاه و کلشی که برای تهیه بستر آنها به کار میرود، تشکیل میدهند، این کود شامل دو بخش مایع و جامد میباشد که از لحاظ وزنی، تولید کود اصطبلی جامد سه برابر مقدار مایع آن است. حدود نیمی از ازت و پتاسیم و تمام فسفر کود اصطبلی در قسمت جامد آن متمرکز شده است، ولی از آنجا که فضولات دامی دارای مقدار زیادی ازت قابل جذب است، این مواد دارای جنبه اقتصادی با ارزش میباشند و به همین دلیل کودهای حیوانی باید پیش از خشکیدن در کشتزار پخش و در خاک دفن شوند تا ازت آنها به صورت آمونیاک به هدر نرود.
کود مرغی از نظر عناصر N، P، Ca، Mg، Na و S از قویترین کودهاست. کود گوسفندی هم از نظر N مشابه کود مرغی ولی از نظر K غنیتر از آن میباشد در مجموع میتوان در میان کودهای دامی متداول ترتیب: کود مرغی < کود گوسفندی < کود گاوی را از نظر غنای عناصر مورد نیاز گیاهان قائل شد. طوری که از نظر ریزمغذیها هم عناصر Zn، Cu و Mn کود مرغی غنی بوده و عنصر آهن هم در کود اسبی بالاترین مقدار را دارد و در این میان کود گاوی حالت بینابین را داراست. بیشتر محققان این اختلافات را به نوع تغذیه حیوانات ربط میدهند و بر این باورند که علفخشک، سیلو، علف تازه و غدهها غنی از پتاسیم هستند و تغذیه با آنها موجب زیاد شدن K در کود دامی میشود، دانهها و بذرها هم محتوی ازت و فسفر زیادند، به همین دلیل هم کودهای مرغی (به علت تغذیه طیور از دانه) محتوی ازت و فسفر بالایی هستند. البته قابلیت جذب هر یک از عناصر غذایی در کودهای دامی را نباید از نظر دور داشت و علاوه بر مقدار مطلق آنها باید این عامل را نیز در بیلان غذایی دخیل دانست. بطوریکه مقدار P و K را تقریباً میتوان صددرصد در بیلان قرار داد. در صورتی که این مطلب برای ازت صادق نیست. در کودهای دامی سه فراکسیون مختلف ازت تمیز داده میشود:
ازتی که مستقیماً قابل جذب است مانند ازت معدنی و اوره.
ازتی که به آهستگی قابل جذب میشود مانند پروتئینها و اسیدهای آمینهو
ازتی که عملاً غیر قابل جذب است مانند ازتی که در ساختمان مواد آلی سخت تجزیه شونده وارد شدهاند.
فراکسیون ازتی که به آسانی قابل جذب است در کود دامی برابر 10درصد و در کود دامی مایع تقریباً برابر 50 درصد است و تاثیر آن تقریباً سریع و مشابه کودهای ازتی معدنی میباشد. اما ازت آلی کودهای دامی به سختی قابل جذب گیاه هستند و بیشتر در ساختمان اسیدهای فولویک، هومیک و هومینها یافت میشوند. در حالت کلی فقط 50 درصد ازت موجود در کود دامی را میتوان در بیلان کودی منظور کرد. در این رابطه باید زمان مصرف کود و سرعت به زیر خاک بردن آن نیز مورد توجه قرار گیرد. به طوریکه افت ازت در صورت به زیر خاک بردن کود دامی برابر 10 درصد و در صورتی که به زیر خاک برده نشوند برابر 90-40 درصد آمونیاک موجود است که این عمل از طریق متصاعد شدن آمونیاک حاصل میشود. بنابراین در یک مدیریت کودی صحیح باید تمام عوامل ذکر شده بالا را در نظر داشت و با توجه به نوع گیاه- تجزیه خاک و نوع کود دامی کم و کاستیهای کود دامی را از کودهای شیمیایی جبران کرد طوری که امروزه برای رسیدن به عملکردهای بالا مخصوصاً در واریتههای پر محصول چارهای جز مصرف تلفیقی کودهای آلی و شیمیایی نیست چرا که کودهای آلی با توجه به سرعت کم معدنی شدن نمیتوانند تمام نیاز غذایی گیاهان پرمحصول را تامین نمایند و استفاده مطلق هم از کودهای شیمیایی، خاک را در جهت تخریب و پسرفت حاصلخیزی سوق خواهد داد. بهتر است در مزارع از کودهای دامی پوسیده استفاده کرد چرا که استفاده از کودهای دامی تازه علاوه بر افزایش علفهای هرز و بیماریها، گیاهان را در اوایل رشد با کمبود ازت (زردی عمومی مزرعه) مواجه میسازند. لذا توصیه میشود حتیالامکان در این حالت همراه ماده آلی از کودهای ازتی استفاده نمایند و برای رهایی از خطر بیماریها و علفهای هرز بهتر است کودهای دامی را به مدت 6-3 ماه در شرایط مناسب نگه داشت تا در اثر تولید حرارت اکثریت این عوامل از بین بروند.
2- کود سبز : کشاورزان سالیان مدیدی است که با چگونگی تهیه کودهای سبز آشنایی دارند و معمولاً در سالهای گذشته که کشاورزی به این حد متمرکز نبود و بشر اینقدر خاک را تحت فشار قرار نداده بود با این مسئله و رعایت آیش، انس بیشتری داشت. در هر حال کود سبز از کشت گیاهان علوفهای با رشد سریع به ویژه از خانواده بقولات و زیر خاک کردن محصول سبز به دست میآید. به علت قابلیت زیاد تجزیه و تخریب این مواد، مقدار هوموس حاصله از کود سبز تا حدودی تحتالشعاع سایر محاسن قرار میگیرد. فواید بسیاری برای دادن کودهای سبز به خاک قایل شدهاند که مهمترین آنها افزایش مواد آلی، افزودن خاک، ازدیاد فعالیتهای زیستی و بالاخره نگهداری و قابل جذب نگهداشتن عناصر غذایی خاک میباشد. یک هکتار کود سبز معمولاً بین 50-25 تن شاخ و برگ و انساج گیاهی تازه را وارد خاک میکند که این خود برابر با 20-10 تن کود حیوانی بوده و میتواند بین 2-1 تن هوموس به خاک بیفزاید که در صورت کمبود کود دامی یکی از بهترین راههای جبران تلفات مواد آلی خاک دادن کود سبز میباشد. در بیشتر مواقع از گیاهان خانواده بقولات به عنوان کود سبز استفاده میشود که در این میان معمولاً نزدیک به 200 کیلوگرم ازت هوا به وسیله غدهها در ریشههای یونجه، 150-100 کیلوگرم در هکتار در ریشههای شبدر و نصف این مقدار در سویا تثبیت میشود. شبدر بین 5/2-2 درصد ازت در شاخ و برگ و غدهخود دارد بنابراین هنگامی که یک هکتار از این گیاه در خاک برگردانده شود نزدیک به 100-80 کیلوگرم ازت به خاک افزوده میشود. پیامد افزایش کود سبز تشدید فعالیتمیکروبهای مفید خاک میباشد که این خود تصعید گازکربنیک و آزاد شدن نیترات و دیگر ترکیبات غذایی را باعث میشود. میکروبهایی مانند ازتوباکتر که ازت خاک را زیاد میکند حساسیتی فوقالعاده به مقدار کربن خاک دارد، هر چه مقدار این ماده بیشتر باشد فعالیت آنها نیز فراوانتر خواهد بود. کودهای سبز به خاطر دارا بودن رویش فوقالعاده و ریشههای قوی میتوانند مقدار زیادی از عناصر محلول را که در شرایط عادی بر اثر شستشو به اعماق پایین خاک حرکت دادهاند جذب خود کنند و با تجزیه و تحلیل سریع خود در زیر خاک آنها را در افقهای سطحی در اختیار زراعت بعدی قرار دهند. همچنین این گیاهان قادرند از فسفاتهای غیر محلول پتاسیم تثبیت شده و عناصر کممصرف، تا حدی زیاد استفاده کنند. بنابراین برگرداندن این گیاهان به خاک علاوه بر بهبود خواص فیزیکوشیمیایی و زیستی سبب تسهیل آزاد شدن عناصر غذایی پرمصرف و کممصرف میشود. لازم به ذکر است در مناطقی که برای افزایش مواد آلی خاک از کاه و کلش استفاده میشود چرا که کربن بالای کلش موجب تثبیت شدید ازت معدنی میشود و قابلیت جذب ازت در خاک را شدیداً کاهش میدهد به همین دلیل توصیه میشود با استعمال کودهای کلشی همیشه مقداری ازت اضافی به خاک داده شود و در خاکهایی که از نظر ازت مخصوصاً نیترات فقیر هستند برای هر 100 کیلوگرم کلش یک کیلوگرم ازت توصیه میشود. تاثیر مثبت کوددهی با کلش در مقدار کربن آلی خاک بستگی زیادی به قابلیت ازت خاک دارد به طوریکه بوش و گوستر (1985) توانستند با آزمایشهای درازمدت خود نشاندهند که ازدیاد کربن آلی در خاک با استفاده از کودهای ازتی همراه کلش افزایش مییابد. بدینوسیله معلوم میگردد که ایجاد مواد آلی در خاک نه فقط به کربن آلی بلکه به ازت نیز نیازمند است. اما شدت تجزیه مواد آلی در خاک به مقدار لیگنین آنها بستگی دارد. به طوریکه 50 درصد کود دامی، 60 درصد کلش و 80 درصد مواد سبز گیاهی .